پنج شنبه, مرداد 20th

Last update04:02:09 PM

شما اینجا هستید: صفحه نخست تولد تای چی چوآن مقالات

گفتگویی با استاد چن جِنگ لِی

 

گفتگویی با استاد چن جِنگ لِی

(نسل نوزدهم خاندان چن)

مصاحبه کننده: دیو برت

برگردان از چینی به انگلیسی: استاد یانگ جون، نسل پنجم از اساتید خاندان یانگ

برگردان به پارسی: مقداد عبدی

 

پیش گفتار مترجم:

این مقاله را سالها پیش به پارسی برگرداندم. اصل مقاله سال 2008 در خبرنامه همایش بین المللی "تای چی چوان، سلامتی، آموزش و تبادل فرهنگها"، وابسته به انجمن بین المللی تای چی چوان خاندان یانگ منتشر شد و با فاصله کمی از انتشار آن، ترجمه اش کردم. در آن زمان ترجمه را در اختیار یکی از وبسایت های فعال در زمینه تای چی قرار دادم، پذیرفتند و منتشرش کردند، مدتی بود و پس از چند سال از دسترس خارج شد. بعضی از وبلاگ ها و وبسایت ها هم بدون اجازه آن را منتشر کردند که برخی را هنوز هم می توان یافت. به هر روی، این فراموشم شده بود تا اینکه امروز نوزدهم خرداد ماه 1401 به طور اتفاقی، حین جستجوی کامپیوتر با هدف دیگری، به فایل متن این مقاله برخوردم. تغییری در ترجمه ندادم و تنها چند اشتباه املایی را اصلاح کردم و امروز بعد از دوازده سیزده سال دوباره منتشرش می کنم. مقاله ایست خواندنی درباره زندگی استاد بزرگ چن جِنگ لِی که درون همه ما هنرجویان تای چی را برای تمرین بیشتر و درک عمیق تر تای چی به حرکت وا می دارد. امیدوارم از خواندن آن بهره ببرید.

 

خرداد ماه سال 1401

مقداد عبدی


 

zhenglei 3 

ما در چـین بر این باوریـم که اگر یک روز تمـرین کنیـد، فواید یک روز تمـرین عاید

 شما می شود و با تمرین روزانه به تدریج پیشـرفت خواهید کرد. اما در صـورتی که یک

روز تمرین نکنید، نتایج حاصل از ده روز تمرین مداوم را از دست می دهید. پس هر روز

و بدون وقفه تمـرین کنید. هـنرجویان غیرچـینی باید این مطـلب را به روشـنی درک

 کنند. هر روز تمرین کنید!

 

استاد چن جنگ لی در سال 1949 در خانواده ای با سابقه ای افزون بر 300 سال در هنرهای رزمی، دیده به جهان گشود. او یکی از نامدارترین چهره ها و اساتید سبک چن تای چی چوان در دنیای امروز می باشد. دو عموی او چن جائو پی (1972-1893) و چن ژائو کویی (1981-1928) پسر چن فاکه، اساتید او در این راه بودند. چن جائوپی در سال 1914 زادگاه خود، روستای چن جیاگو، را ترک کرد و به تدریس هنر رزمی خاندان خود مشـغول شد. از آن زمـان نقل می کنند که او در نزدیکی یکی از دروازه های اصلی شهر پکن مستقر شد و برای 17 روز متوالی تمامی مبارزه ها چه به صورت یک برابر یک و چه گروه در برابر یک، را پذیرفت و در همه آنها پیروز میدان بود. پس از اینکه مهارت های ژرف و شخصیت با تواضع و مهربان او در یکایک پیروزی ها بر همگان آشکار شد، شهرت او به سرعت زبانزد گردید و به مدت سی سال پس از آن در سرتاسر کشور پهناور چین به تدریس مشغول شد. در سال 1958 او به چن جیاگو بازگشت. در آن زمان به علت حوادث طبیعی، قحطی و اوضاع نابسامان سیاسی، زمین های کشاورزی تخریب شده بود و اهالی روستا در شرایط بسیار بدی به سر می بردند. دیگر کسی در پی آموختن میراث گرانبهای آن خاندان نبود و تمامی سالن های آموزش و تمرین خالی از هنر جویان بود. او که آینده این سنت ارزشمند را در خطر نابودی می دید، تصمیم گرفت برای همیشه به زادگاهش برگردد تا سنتی را که برای سالیان متمادی از نسلی به نسل بعدی به ارث رسیده و منتقل شده بود، حفظ کند و نسل بعد از خود را تربیت کرده و این مسئولیت مهم را به آنها بسپارد. پس از مراقبتها و محافظت ها در برابر قحطی و تغییرات شــــرایط سیاسـی، به تدریـج نسل بعدی شــروع به ظهور و درخشش کردند.

      میـان این گروه از هـنرجویان، چهار استاد برجسته نسل کنونی، مشهور به " چهار ببر چن جیاگو": چن شیائو وانگ، وانگ شی آن، ژو تیان تسای و چن جنگ لی، قد علم کردند و همگی تاثیر ژرف و بسزایی در احیا و گسترش سبک چن تای چی چوان تا به امروز داشته اند. زمانی که من در هاندان بودم، استاد چن ژنگ لی لطف کردند و با من گپی دوستانه داشتند که در زیر برای خوانندگان محترم آورده شده است. من سوالاتم را از روستای چن جیاگو، که اخیرا از آنجا بازدید کرده بودم، شروع کردم. 

 zhenglei 1

     

     من ترجیح می دهم که با یک سوال شخصی گفتگو را آغاز کنیم. شنیده ام که شما سابقا یک کشاورز بوده اید. وقتی در چن جیاگو بودم بسیار برایم جالب بود که تمامی مسیر با دانه های ذرت پوشیده شده بود که زیر نور آفتاب در حال خشک شدن بودند.آیا شما هم در مزارع ذرت کار می کردید؟

-    استاد: بله.

-    آیا این کار کاملا به صورت دستی انجام می شود؟

-    استاد: در حال حاضر ماشین آلاتی برای این کار موجود است، اما زمانی که من کشاورز بودم کاملا با دست انجام می شد.

-    و بعد زیر نور آفتاب پهن می شدند تا خشک شوند؟

-    استاد: این روزها این کار کمی ساده تر شده اما هنوز هم ذرت با دست خشک می شود و در طول زمستان استفاده می شود.

-    چه استفاده هایی از آن می شود؟

-    استاد: ما از آن به عنوان غذا استفاده می کنیم. علاوه بر این برای تهیه الکل و غذای حیوانات و مصارف دارویی و هم چنین تهیه روغن از آن استفاده می شود.

-    دلیل اینکه این سوالات را پرسیدم این بود که فکر می کنم در آن زمان کشاورزی کردن و نیز آموختن تای چی چوان بسیار مشکل بوده است!

-    استاد: بله. من در آن زمان بهایی دوبرابر سایر مردم پرداختم، کار کردن به عنوان کشاورز و تمرین کردن.

-    شما صبح زود تمرین می کردید یا بعد از اتمام کار؟

 

zhenglei 7

-   

      استاد: به طور معمول شبها تمرین می کردیم. برنامه کاری در روستا با کارخانجات متفاوت است. در کارخانه ساعت کاری از 8 صبح آغاز می شود در حالی که ما می بایست هنگام طلوع آفتاب به مزارع می رفتیم، سخت کار می کردیم و برای صبحانه بر می گشتیم. پس از صبحانه تا پایان روز کار می کردیم.

-    پس روزها کشاورزی و شبها تمرین می کردید و آموزش می دیدید. سبک چن با تمرینات دشوار و فشرده آن شناخته شده است. نسل شما مجبور بود تا به سختی در مزارع کار کند و سپس تمرینات سخت را پشت سر بگذارد. با این وجود تعالی و استانداردهای بالای خود را حفظ کرده است. برای ما توضیح دهید که این مهم چگونه بدست آمد؟

-    استاد: استادم، چن ژائوپی، از تمرینات و نیز از تجربیات سی سال تدریس در مناطق مختلف برای ما سخن می گفت. او نکات و ایده های بسیاری در مورد تمریناتم به من آموخت. او گروه ما را نظاره می کرد و می دید که برخی از ما آن طور که باید با جدیت تلاش نمی کنیم. او به ما می گفت که این فنون گنجینه ی خاندان ما هستند که 18 نسل متمادی، از نسلی به نسل بعدی منتقل شده اند. اگر این فرآیند انتقال در نسل نوزدهم متوقف شده یا به درستی صورت نپذیرد، در برابر نسل های پیشین و نیاکانمان شرمنده خواهیم شد و نیز نسل های آتی را نا امید خواهیم ساخت. به دلیل اینکه چن ژائوپی اینگونه با ما سخن می گفت، گروه ما وظیفه سنگینی را بر دوش خود احساس کرد. از زمانی که بسیار کم سن و سال بودم با خود می گفتم که باید سنت خاندان خود را ادامه دهم. مهم نبود که این کار تا چه اندازه دشوار است، چقدر خسته می شوم، هیچ گاه نمی توانم متوقف شوم. در اوایل دهه 1960 حتی ما کشاورزها به سختی چیزی برای خوردن پیدا می کردیم. در سرتاسر چین قحطی و خشکسالی فراگیر شده بود. در آن دوران، که من جوان بودم، ما غذای کافی برای خوردن نداشتیم، نه گوشت بود و نه آرد. فقط سبزیجات وحشی و سیب زمینی. به همین دلیل مواد لازم به بدنم نمی رسید و بسیار لاغر بودم، طوری که در سن سی سالگی فقط 58 کیلوگرم وزن داشتم.

-    علی رغم تمام این سختی ها شما به تمرین کردن ادامه دادید و ما امروزه به روشنی نتایج آن زحمات و کوششها را مشاهده می کنیم. سوال من در موردنسل بعدی و نیز هنرجویان بین المللی در سر تا سر جهان است. چگونه باید خود را وقف آموختن و تمرین بکنند؟

-    استاد: البته بدلیل تغییر شرایط در چین، امروزه هر کسی حاضر به تحمل چنین زحمات و سختی هایی نیست. از طرفی من از همان روشی استفاده می کنم که عمویم برای تشویق شاگردانش به کار می گرفت. من با آنان از تمرینات و تجربیاتم سخن می گویم و اینکه اگر من تا این حد خود را وقف تای چی چوان نمی کردم، شاید هم اکنون نیز کشاورز بودم. اما امروز سراسر جهان را سیر می کنم و شاگردان بسیار دارم.افزون بر اینها، امروزه امکانات بسیار خوبی وجود دارد که ما را در آموختن بسیار یاری می بخشد: کتاب و فیلم. این روزها آموختن بسیار ساده تر از گذشته شده است. در گذشته این هنر در خانواده تنها به مردان و در سطحی بسیار محدود آموزش داده می شد. احساس من این است که همه باید فرصت آموختن داشته باشند. این یک هنر و فرهنگ است که من علاقه دارم آن را با همه در سراسر دنیا قسمت کنم. من هنرجویان خارجی بسیاری دیدم که عاشقانه  می خواهند تای چی چوان را فرا گیرند. من توسعه و گسترش این هنر سنتی را وظیفه خود می دانم. در مدت 15 سال گذشته سعیم بر این بوده که کتابها و فیلم های آموزشی به زبانهای مختلف ترجمه شود که تا کنون به 8 زبان مختلف برگردانده شده اند و این امر بسیاری از هنرجویان غیر چینی را  یاری کرده است. با استفاده از این منابع آموزشی نتایج بسیار بزرگتر و بهتری عاید آنها خواهد شد. هر شخصی می تواند آنها را تهیه و مطالعه کند.

 

zhenglei 2

-   

     من فکر می کنم که صرف نظر از زبان و فرهنگ، هنرجویان تای چی چوان با یک مشکل مشترک مواجه هستند: "زمانی که خودمان تمرین می کنیم، گاهی اوقات تمرینات بسیار خشک و خالی از محتوا پیش می روند". آیا شما در این خصوص توصیه ای دارید که بتواند تمریناتشان را سرشارتر و پربارتر سازد و آنان را به هدفشان نزدیکتر نزدیکتر گرداند؟

-    استاد: من نیز با این مسئله و احساس روبرو شده ام. ما در پی ایجاد یک کشش مداوم در هنرجو هستیم تا او به سوی تمرینات منظم و بی وقفه پیش برود. در ابتدای امر هنرجو فرم های پایه و اولیه را فرا می گیرد. در این دوران اگر او یک استاد خوب و کاردان نداشته باشد تا ایرادات را اصلاح کرده و او را راهنمایی کند، پیشرفت و گذر از این مرحله بسیار دشوار خواهد بود. رها کردن تمرینات نیز بسیار محتمل است. از سوی دیگر، این اتفاق با وجود استاد آگاه و با تجربه بسیار بعید خواهد بود. اگر هر روز همان تمرینات تکرار شود، خستگی و بی حوصلگی امری بسیار طبیعی است. پس چه باید کرد؟ شما می توانید با شمشیر و یا سایر سلاح ها تمرین کنید و نیز به تویی شو بپردازید. اگر شـما هر روز یک غـذا را میـل کنید، اشتهای خود را نسبت به آن از دست می دهید. هنگامی که استاد شما بتواند شما را به سطحی رهنمون سازد که تکنیک های بیرونی را با محتوای درونی بیامیزید، هنگامی که چی (Qi) در سراسر بدن شما به جریان بیفتد، هنگامی که شما بتوانید آن را حس کنید، آنگاه با هر بار تمرین پیشرفتی حاصل می گردد. زمانی که با ادامه تمرینات این احساس در شما رشد پیدا کرد، شما می توانید وقت بیشتری را صرف تمرینات و آموزش خود کنید و پیرو آن زمان کمتری را با استاد بگذرانید. به خاطر همین احساس است که شما می توانید بهتر و با انگیزه بیشتری ادامه دهید. بدون این حس پربار در حین تمرینات، عدم کشش و ترک آن دور از انتظار نیست.

zhenglei 4

-    نخستین استاد من همواره این عبارت را به ما گوشزد می کرد: "احساس کنید!". بعضی از اوقات این حس تنها در بخش کوچکی از تمرینات و فرم حاضر است، اما ممکن است با تمرین بعدی کمی بیشتر گردد.

-    استاد: من به دلیل تجربه ای که با هنرجویان خارجی داشته ام، می دانم که گاهی اوقات تنها یک بار در هفته تمرین می کنند، گاهی دو یا سه بار. به دلیل اینکه آنها هر روز به تمرین نمی پردازند، این حس بسیار کند پیشرفت می کند. ما در چـین بر این باوریـم که اگر یک روز تمـرین کنیـد، فواید یک روز تمـرین عاید شما می شود و با تمرین روزانه به تدریج پیشـرفت خواهید کرد. اما در صـورتی که یک روز تمرین نکنید، نتایج حاصل از ده روز تمرین مداوم را از دست می دهید. پس هر روز و بدون وقفه تمـرین کنید. هـنرجویان غیرچـینی باید این مطـلب را به روشـنی درک کنند. هر روز تمرین کنید! نه یک یا دو بار در هفته.

-    این توصیه ای بی نظیر است. نمی خواهم زیاد وقت شما را بگیرم، اما یک سوال دیگر دارم. امروزه وقتی شما تمرین می کنید و در ذهنتان صدای اساتید تان را می شنوید، به شما چه می گویند؟

-    استاد: در سنین جوانی با جدیت به تمرین می پرداختم. در تمام عمرم آموزه های عمو هایم، چن جائوپی و چن جائوکویی، را سرمشق زندگی ام قرار دادم. وقتی به من آموزش می دادند، همیشه با دقت بسیار نگاه می کردم و به سخنانشان گوش فرا می دادم.در آن زمان به راستی دوست داشتم که وقتی بزرگ شدم همانند آنان بشوم. در آن زمان امکان ظبط صدا یا تصویر نبود. چشمانم همانند دوربین و گوشهایم به مانند ضبط صوت بودند. اگر لازم بود که موردی را بررسی کنم، می نشستم، چشمانم را می بستم و مرور می کردم. اگر از تمریناتم خشنود نبودم، حافظه ام را مرور می کردم و به عموهایم فکر می کردم. گاهی اوقات صدای آنها را می شنیدم که از تلاشهایم به تندی انتقاد می کنند تا انگیزه ام را برای تمرینات سخت تر، تقویت کنند.

 

zhenglei 5

 

-    بنابراین هنوز این صداها را می شنوید؟

-    استاد: بله، حتی هم اکنون نیز گاهی اوقات که در تمریناتم کوتاهی می کنم، صدای آنها را می شنوم که به من توان و نیروی لازم برای تمرین بیشتر را می بخشند. مهم نیست که با چه مشکلاتی رو برو بوده ام.در دهه 1980 وقتی با مردمانی مواجه می شدم که مرا به مبارزه می طلبیدند، صدای عموهایم را می شنیدم که به من اطمینان خاطر می دادند تا این مبارزه ها را با پیروزی پشت سر بگذارم. در سراسر زندگی کاری ام از پنج مرحله عبور کرده ام. نخست، زمانی که کشاورز بودم تا سن 25 سالگی که با عموهایم مشغول آموختن تای چی چوان بودم. 10 سال بعدی که در یک کارخانه مشغول به کار بودم در حالی که تمرینات هنر های رزمی را ادامه می دادم. به عنوان مسئول فروش سفرهایی به دور و اطراف کشورم می کردم و در این سفرها با اساتید دیگر ارتباط برقرار می کردم و البته این ارتباطات به بهبود فروش کارخانه نیز کمک می کرد. در طول این 10 سال من به طور معمول به عنوان نماینده روستایمان در مسابقات شرکت می کردم. مرحله سوم، شروع به کار با مسئولین ورزشی و فعالیت به عنوان یک مربی حرفه ای بود. من به تمریناتم ادامه می دادم و تدریس تعداد زیادی از هنرجویان را بر عهده داشتم که تعدادی از آنان افتخارات بسیاری را در مسابقات مختلف از آن خود کردند. در مرحله چهارم، مسابقات مختلف در سطح منطقه ای و ملی را برگزار می کردم. اکنون در مرحله پنجم حرفه ای را در پیش گرفتم که همواره دوست می داشتم. سفر به کشورهای مختلف و در میان گذاشتن سنت های خاندانم با مردم سراسر جهان. زمانی که در چن جیاگو زندگی می کردم، تمرکزم بر روی تمرینات و مسئولیت هایم در برابر خاندانم بود. در مرحله دوم، شروع به سفر کردم و به دنبال این بودم که شاید بتوان در هنرهای رزمی نیز شغل مناسبی پیدا کرد. در مرحله سوم و چهارم، پس از ملاقات با اساتید گوناگون و نیز تدریس و مدیریت در این شاخه، متوجه این مطلب شدم که این حرفه می تواند یک کسب و کار خانوادگی مناسب نیز باشد. هم اکنون که در سراسر جهان سفر می کنم و مردمی را می بینم که عاشق این هنر هستند، تمام فکرم متوجه راهکارهای گسترش روز افزون تای چی چوان در سطح بین المللی است. در این مدت بر روی کتاب ها و فیلم ها کار کرده ام و احساس می کنم که این گامی بسیار اثربخش است، چیزی ورای یک کسب و کار است. من این افتخار را داشته ام که در چین به عنوان یکی از 10 استاد برتر هنر های رزمی شناخته شوم و حمایت های بی دریغی از سوی شاگردانم موجه من شده است و دیگر نیازی به کار در کارخانه ندارم.

-     اجازه می خواهم که این گفتگو را ختم کنم به اینکه من فکر می کنم که زندگی کاری شما یک دایره کامل را طی کرده است.دوباره شما یک کشاورز هستید و در سراسر جهان بذر می کارید و هنر خاندان خود را درو می کنید. پیش بینی می کنم که محصول پرباری خواهید داشت.

-    استاد: اکنون که دروازه های کشور چین گشوده شده است، آرزومندم که هنر های سنتی چین را در سراسر دنیا گسترش دهم تا انسانهای بیشتری از تمرین تای چی چوان لذت ببرند.

 zhenglei 6

 

گفتگویی با استاد چن ژنگ لی

(نسل نوزدهم خاندان چن)

مصاحبه کننده: دیو برت

برگردان از چینی به انگلیسی: استاد یانگ جون، نسل ششم خاندان یانگ.

 


 


                                        ما در چـین بر این باوریـم که اگر یک روز تمـرین کنیـد، فواید یک روز تمـرین عاید

                                       شما می شود و با تمرین روزانه به تدریج پیشـرفت خواهید کرد. اما در صـورتی که یک

                                       روز تمرین نکنید، نتایج حاصل از ده روز تمرین مداوم را از دست می دهید. پس هر روز

                                      و بدون وقفه تمـرین کنید. هـنرجویان غیرچـینی باید این مطـلب را به روشـنی درک

                                     کنند. هر روز تمرین کنید!

                            

 


استاد چن ژنگ لی در سال 1949 در خانواده ای با سابقه ای افزون بر 300 سال در هنرهای رزمی، دیده به جهان گشود. او یکی از نامدارترین چهره ها و اساتید سبک چن تای چی چوان در دنیای امروز می باشد. دو عموی او چن ژائو پی (1972-1893) و چن ژائو کویی (1981-1928) پسر چن فاکه، اساتید او در این راه بودند. چن ژائوپی در سال 1914 زادگاه خود، روستای چن جیاگو، را ترک کرد و به تدریس هنر رزمی خاندان خود مشـغول شد. از آن زمـان نقل می کنند که او در نزدیکی یکی از دروازه های اصلی شهر پکن مستقر شد و برای 17 روز متوالی تمامی مبارزه ها چه به صور یک برابر یک و چه گروه در برابر یک، را پذیرفت و در همه آنها پیروز میدان بود. پس از

 

 

 

 

 

 

 اینکه مهارت های ژرف و شخصیت با تواضع و مهربان او در یکایک پیروزی ها بر همگان آشکار شد، شهرت او به سرعت زبانزد گردید و به مدت سی سال پس از آن در سرتاسر کشور پهناور چین به تدریس مشغول شد. در سال 1958 او به چن جیاگو بازگشت. در آن زمان به علت حوادث طبیعی، قحطی و اوضاع نابسامان سیاسی، زمین های کشاورزی تخریب شده بود و اهالی روستا در شرایط بسیار بدی به سر می بردند. دیگر کسی در پی آموختن میراث گرانبهای آن خاندان نبود و تمامی سالن های آموزش و تمرین خالی از هنر جویان بود. او که آینده این سنت ارزشمند را در خطر نابودی می دید، تصمیم گرفت برای همیشه به زادگاهش برگردد تا سنتی را که برای سالیان متمادی از نسلی به نسل بعدی به ارث رسیده و منتقل شده بود، حفظ کند و نسل بعد از خود را تربیت کرده و این مسئولیت مهم را به آنها بسپارد. پس از مراقبتها و محافظت ها در برابر قحطی و                                                 تغییرات شــــرایط                                        سیاسـی، به تدریـج                                                        نسل بعدی شــروع                                                    به ظهور و درخشش                                          کردند. از میـان این                                              گروه از هـنرجویان،                                                  چهار استاد برجسته                                              نسل کنونی، مشهور به " چهار ببر چن جیاگو": چن شیائو وانگ، وانگ شی آن، ژو تیان کای و چن ژنگ لی، قد علم کردند و همگی تاثیر ژرف و بسزایی در احیا و گسترش سبک چن تای چی چوان تا به امروز داشته اند. زمانی که من در هاندان بودم، استاد چن ژنگ لی لطف کردندو با من گپی دوستانه داشتند که در زیر برای خوانندگان محترم آورده شده است. من سوالاتم را از روستای چن جیاگو، که اخیرا از آنجا بازدید کرده بودم، شروع کردم.  

-        من ترجیح می دهم که با یک سوال شخصی گفتگو را آغاز کنیم. شنیده ام که شما سابقا یک کشاورز بوده اید. وقتی در چن جیاگو بودم بسیار برایم جالب بود که تمامی مسیر با دانه های ذرت پوشیده شده بود که زیر نور آفتاب در حال خشک شدن بودند.آیا شما هم در مزارع ذرت کار می کردید؟

-        استاد: بله.

-        آیا این کار کاملا به صورت دستی انجام می شود؟

-        استاد: در حال حاضر ماشین آلاتی برای این کار موجود است، اما زمانی که من کشاورز بودم کاملا با دست انجام می شد.

-        و بعد زیر نور آفتاب پهن می شدند تا خشک شوند؟

-        استاد: این روزها این کار کمی ساده تر شده اما هنوز هم ذرت با دست خشک می شود و در طول زمستان استفاده می شود.

-        چه استفاده هایی از آن می شود؟

-        استاد: ما از آن به عنوان غذا استفاده می کنیم. علاوه بر این برای تهیه الکل و غذای حیوانات و مصارف دارویی و هم چنین تهیه روغن از آن استفاده می شود.

-        دلیل اینکه این سوالات را پرسیدم این بود که فکر می کنم در آن زمان کشاورزی کردن و نیز آموختن تای چی چوان بسیار مشکل بوده است!

-        استاد: بله. من در آن زمان بهایی دوبرابر سایر مردم پرداختم، کار کردن به عنوان کشاورز و تمرین کردن.    

-        شما صبح زود تمرین می کردید یا بعد از اتمام کار؟

-        استاد: به طور معمول شبها تمرین می کردیم. برنامه کاری در روستا با کارخانجات متفاوت است. در کارخانه ساعت کاری از 8 صبح آغاز می شود در حالی که ما می بایست هنگام طلوع آفتاب به مزارع می رفتیم، سخت کار می کردیم و برای صبحانه بر می گشتیم. پس از صبحانه تا پایان روز کار می کردیم.

-        پس روزها کشاورزی و شبها تمرین می کردید و آموزش می دیدید. سبک چن با تمرینات دشوار و فشرده آن شناخته شده است. نسل شما مجبور بود تا به سختی در مزارع کار کند و سپس تمرینات سخت را پشت سر بگذارد. با این وجود تعالی و استانداردهای بالای خود را حفظ کرده است. برای ما توضیح دهید که این مهم چگونه بدست آمد؟

-        استاد: استادم، چن ژائوپی، از تمرینات و نیز از تجربیات سی سال تدریس در مناطق مختلف برای ما سخن می گفت. او نکات و ایده های بسیاری در مورد تمریناتم به من آموخت. او گروه ما را نظاره می کرد و می دید که برخی از ما آن طور که باید با جدیت تلاش نمی کنیم. او به ما می گفت که این فنون گنجینه ی خاندان ما هستند که 18 نسل متمادی، از نسلی به نسل بعدی منتقل شده اند. اگر این فرآیند انتقال در نسل نوزدهم متوقف شده یا به درستی صورت نپذیرد، در برابر نسل های پیشین و نیاکانمان شرمنده خواهیم شد و نیز نسل های آتی را نا امید خواهیم ساخت. به دلیل اینکه چن ژائوپی اینگونه با ما سخن می گفت، گروه ما وظیفه سنگینی را بر دوش خود احساس کرد. از زمانی که بسیار کم سن و سال بودم با خود می گفتم که باید سنت خاندان خود را ادامه دهم. مهم نبود که این کار تا چه اندازه دشوار است، چقدر خسته می شوم، هیچ گاه نمی توانم متوقف شوم. در اوایل دهه 1960 حتی ما کشاورزها به سختی چیزی برای خوردن پیدا می کردیم. در سرتاسر چین قحطی و خشکسالی فراگیر شده بود. در آن دوران، که من جوان بودم، ما غذای کافی برای خوردن نداشتیم، نه گوشت بود و نه آرد. فقط سبزیجات وحشی و سیب زمینی. به همین دلیل مواد لازم به بدنم نمی رسید و بسیار لاغر بودم، طوری که در سن سی سالگی فقط 58 کیلوگرم وزن داشتم.

-        علی رغم تمام این سختی ها شما به تمرین کردن ادامه دادید و ما امروزه به روشنی نتایج آن زحمات و کوششها را مشاهده می کنیم. سوال من در موردنسل بعدی و نیز هنرجویان بین المللی در سر تا سر جهان است. چگونه باید خود را وقف آموختن و تمرین بکنند؟

-        استاد: البته بدلیل تغییر شرایط در چین، امروزه هر کسی حاضر به تحمل چنین زحمات و سختی هایی نیست. از طرفی من از همان روشی استفاده می کنم که عمویم برای تشویق شاگردانش به کار می گرفت. من با آنان از تمرینات و تجربیاتم سخن می گویم و اینکه اگر من تا این حد خود را وقف تای چی چوان نمی کردم، شاید هم اکنون نیز کشاورز بودم. اما امروز سراسر جهان را سیر می کنم و شاگردان بسیار دارم.افزون بر اینها، امروزه امکانات بسیار خوبی وجود دارد که ما را در آموختن بسیار یاری می بخشد: کتاب و فیلم. این روزها آموختن بسیار ساده تر از گذشته شده است. در گذشته این هنر در خانواده تنها به مردان و در سطحی بسیار محدود آموزش داده می شد. احساس من این است که همه باید فرصت آموختن داشته باشند. این یک هنر و فرهنگ است که من علاقه دارم آن را با همه در سراسر دنیا قسمت کنم. من هنرجویان خارجی بسیاری دیدم که عاشقانه  می خواهند تای چی چوان را فرا گیرند. من توسعه و گسترش این هنر سنتی را وظیفه خود می دانم. در مدت 15 سال گذشته سعیم بر این بوده که کتابها و فیلم های آموزشی به زبانهای مختلف ترجمه شود که تا کنون به 8 زبان مختلف برگردانده شده اند و این امر بسیاری از هنرجویان غیر چینی را  یاری کرده است. با استفاده از این منابع آموزشی نتایج بسیار بزرگتر و بهتری عاید آنها خواهد شد. هر شخصی می تواند آنها را تهیه و مطالعه کند.

-        من فکر می کنم که صرف نظر از زبان و فرهنگ، هنرجویان تای چی چوان با یک مشکل مشترک مواجه هستند: "زمانی که خودمان تمرین می کنیم، گاهی اوقات تمرینات بسیار خشک و خالی از محتوا پیش می روند". آیا شما در این خصوص توصیه ای دارید که بتواند تمریناتشان را سرشارتر و پربارتر سازد و آنان را به هدفشان نزدیکتر نزدیکتر گرداند؟

-        استاد: من نیز با این مسئله و احساس روبرو شده ام. ما در پی ایجاد یک کشش مداوم در هنرجو هستیم تا او به سوی تمرینات منظم و بی وقفه پیش برود. در ابتدای امر هنرجو فرم های پایه و اولیه را فرا می گیرد. در این دوران اگر او یک استاد خوب و کاردان نداشته باشد تا ایرادات را اصلاح کرده و او را راهنمایی کند، پیشرفت و گذر از این مرحله بسیار دشوار خواهد بود. رها کردن تمرینات نیز بسیار محتمل است. از سوی دیگر، این اتفاق با وجود استاد آگاه و با تجربه بسیار بعید خواهد بود. اگر هر روز همان تمرینات تکرار شود، خستگی و بی حوصلگی امری بسیار طبیعی است. پس چه باید کرد؟ شما می توانید با شمشیر و یا سایر سلاح ها تمرین کنید و نیز به تویی شو بپردازید. اگر شـما هر روز یک غـذا را میـل کنید، اشتهای خود را نسبت به آن از دست می دهید. هنگامی که استاد شما بتواند شما را به سطحی رهنمون سازد که تکنیک های بیرونی را با محتوای درونی بیامیزید، هنگامی که چی (Qi) در سراسر بدن شما به جریان بیفتد، هنگامی که شما بتوانید آن را حس کنید، آنگاه با هر بار تمرین پیشرفتی حاصل می گردد. زمانی که با ادامه تمرینات این احساس در شما رشد پیدا کرد، شما می توانید وقت بیشتری را صرف تمرینات و آموزش خود کنید و پیرو آن زمان کمتری را با استاد بگذرانید. به خاطر همین احساس است که شما می توانید بهتر و با انگیزه بیشتری ادامه دهید. بدون این حس پربار در حین تمرینات، عدم کشش و ترک آن دور از انتظار نیست.

-        نخستین استاد من همواره این عبارت را به ما گوشزد می کرد: "احساس کنید!". بعضی از اوقات این حس تنها در بخش کوچکی از تمرینات و فرم حاضر است، اما ممکن است با تمرین بعدی کمی بیشتر گردد.

-        استاد: من به دلیل تجربه ای که با هنرجویان خارجی داشته ام، می دانم که گاهی اوقات تنها یک بار در هفته تمرین می کنند، گاهی دو یا سه بار. به دلیل اینکه آنها هر روز به تمرین نمی پردازند، این حس بسیار کند پیشرفت می کند. ما در چـین بر این باوریـم که اگر یک روز تمـرین کنیـد، فواید یک روز تمـرین عاید شما می شود و با تمرین روزانه به تدریج پیشـرفت خواهید کرد. اما در صـورتی که یک روز تمرین نکنید، نتایج حاصل از ده روز تمرین مداوم را از دست می دهید. پس هر روز و بدون وقفه تمـرین کنید. هـنرجویان غیرچـینی باید این مطـلب را به روشـنی درک کنند. هر روز تمرین کنید! نه یک یا دو بار در هفته.

-        این توصیه ای بی نظیر است. نمی خواهم زیاد وقت شما را بگیرم، اما یک سوال دیگر دارم. امروزه وقتی شما تمرین می کنید و در ذهنتان صدای اساتید تان را می شنوید، به شما چه می گویند؟

-        استاد: در سنین جوانی با جدیت به تمرین می پرداختم. در تمام عمرم آموزه های عمو هایم، چن ژائوپی و چن ژائوکویی، را سرمشق زندگی ام قرار دادم. وقتی به من آموزش می دادند، همیشه با دقت بسیار نگاه می کردم و به سخنانشان گوش فرا می دادم.در آن زمان به راستی دوست داشتم که وقتی بزرگ شدم همانند آنان بشوم. در آن زمان امکان ظبط صدا یا تصویر نبود. چشمانم همانند دوربین و گوشهایم به مانند ضبط صوت بودند. اگر لازم بود که موردی را بررسی کنم، می نشستم، چشمانم را می بستم و مرور می کردم. اگر از تمریناتم خشنود نبودم، حافظه ام را مرور می کردم و به عموهایم فکر می کردم. گاهی اوقات صدای آنها را می شنیدم که از تلاشهایم به تندی انتقاد می کنند تا انگیزه ام را برای تمرینات سخت تر، تقویت کنند.

-        بنابراین هنوز این صداها را می شنوید؟

-        استاد: بله، حتی هم اکنون نیز گاهی اوقات که در تمریناتم کوتاهی می کنم، صدای آنها را می شنوم که به من توان و نیروی لازم برای تمرین بیشتر را می بخشند. مهم نیست که با چه مشکلاتی رو برو بوده ام.در دهه 1980 وقتی با مردمانی مواجه می شدم که مرا به مبارزه می طلبیدند، صدای عموهایم را می شنیدم که به من اطمینان خاطر می دادند تا این مبارزه ها را با پیروزی پشت سر بگذارم. در سراسر زندگی کاری ام از پنج مرحله عبور کرده ام. نخست، زمانی که کشاورز بودم تا سن 25 سالگی که با عموهایم مشغول آموختن تای چی چوان بودم. 10 سال بعدی که در یک کارخانه مشغول به کار بودم در حالی که تمرینات هنر های رزمی را ادامه می دادم. به عنوان مسئول فروش سفرهایی به دور و اطراف کشورم می کردم و در این سفرها با اساتید دیگر ارتباط برقرار می کردم و البته این ارتباطات به بهبود فروش کارخانه نیز کمک می کرد. در طول این 10 سال من به طور معمول به عنوان نماینده روستایمان در مسابقات شرکت می کردم. مرحله سوم، شروع به کار با مسئولین ورزشی و فعالیت به عنوان یک مربی حرفه ای بود. من به تمریناتم ادامه می دادم و تدریس تعداد زیادی از هنرجویان را بر عهده داشتم که تعدادی از آنان افتخارات بسیاری را در مسابقات مختلف از آن خود کردند. در مرحله چهارم، مسابقات مختلف در سطح منطقه ای و ملی را برگزار می کردم. اکنون در مرحله پنجم حرفه ای را در پیش گرفتم که همواره دوست می داشتم. سفر به کشورهای مختلف و در میان گذاشتن سنت های خاندانم با مردم سراسر جهان. زمانی که در چن جیاگو زندگی می کردم، تمرکزم بر روی تمرینات و مسئولیت هایم در برابر خاندانم بود. در مرحله دوم، شروع به سفر کردم و به دنبال این بودم که شاید بتوان در هنرهای رزمی نیز شغل مناسبی پیدا کرد. در مرحله سوم و چهارم، پس از ملاقات با اساتید گوناگون و نیز تدریس و مدیریت در این شاخه، متوجه این مطلب شدم که این حرفه می تواند یک کسب و کار خانوادگی مناسب نیز باشد. هم اکنون که در سراسر جهان سفر می کنم و مردمی را می بینم که عاشق این هنر هستند، تمام فکرم متوجه راهکارهای گسترش روز افزون تای چی چوان در سطح بین المللی است. در این مدت بر روی کتاب ها و فیلم ها کار کرده ام و احساس می کنم که این گامی بسیار اثربخش است، چیزی ورای یک کسب و کار است. من این افتخار را داشته ام که در چین به عنوان یکی از 10 استاد برتر هنر های رزمی شناخته شوم و حمایت های بی دریغی از سوی شاگردانم موجه من شده است و دیگر نیازی به کار در کارخانه ندارم.

-         اجازه می خواهم که این گفتگو را ختم کنم به اینکه من فکر می کنم که زندگی کاری شما یک دایره کامل را طی کرده است.دوباره شما یک کشاورز هستید و در سراسر جهان بذر می کارید و هنر خاندان خود را درو می کنید. پیش بینی می کنم که محصول پرباری خواهید داشت.

-        استاد: اکنون که دروازه های کشور چین گشوده شده است، آرزومندم که هنر های سنتی چین را در سراسر دنیا گسترش دهم تا انسانهای بیشتری از تمرین تای چی چوان لذت ببرند.                        

اهمیت نگرش سنتی در پرداختن به تای چی چوان

اهمیت نگرش سنتی

در پرداختن به تای چی چوان

 Master Ma Hailong

The Significance of

TRADITIONAL THEORY

in Taijiquan Practice

نویسنده: استاد ما هِی لونگ (Grand Master Ma Hailong)

 برگردان از چینی به انگلیسی: که جانگ (Ke Zhang)

برگردان به پارسی: آزیتا عباسی (Azita Abbasi)

ویرایش: مقداد عبدی (Meghdad Abdi)

منتشر شده توسط انجمن بین المللی تای چی خاندان یانگ (Yang Family Taijiquan Association)

تاریخ انتشار مقاله اصلی: سال ۲۰۱۴

 

پیش گفتار ویراستار (Editor's Foreword):

استاد بزرگ ما هَی لونگ (马海龙大师)، یکی از فرزندان اساتید فقید ما یوئه لیانگ و وو یینگ هوآ، و از اساتید به نام و مشهور تای چی چوان در کشور چین و در سطح بین المللی ست. بی شک مطالعه و تفکر بر نظرات و آموزه های اساتید بزرگ تای چی مانند استاد ما، شرط موفقیت و درک درست مسیر تای چی برای هر هنرجو و علاقمند به این مسیر است. این گفتار در رابطه با اهمیت نگرش سنتی در تای چی چوان ست و در گام نخست بهتر است تعریفی از واژه «سنتی» داشته باشیم تا اگر سو برداشت ها و تعابیر نادرستی از این واژه وجود دارد برطرف گردد.

تای چی چوان در مسیر تکامل خود تا به امروز از پنج یا به عبارتی دیگر شش سبک اصلی تشکیل شده است، چن ()، یانگ ()، وو ()، وو ()، سون () و هه یا جائوبائو (). در چند دهه گذشته به تدریج اشکال جدیدتری از تای چی نیز به وجود آمده اند که با نام های تای چی استاندارد و مدرن شناخته شده اند و گسترش پیدا کرده اند. به جهت تمایز سبک های اصلی تای چی از اشکال جدید آن واژه سنتی (传统) به کار گرفته شده است. بنابراین واژه سنتی اشاره به دوره باستانی و زمان های خیلی دور ندارد بلکه گویای تمایز بین شکل اصلی و پایه ای تای چی با اشکالی ست که در اواخر قرن بیستم به وجود آمدند. در نتیجه واژه «سنتی» که برای این دسته از سبک های تای چی چوان استفاده می شود نباید مفهومی شبیه به «چیزی منجمد شده در دوره ای خاص از زمان» را در ذهن تای چی کار ایجاد نماید.

آنچه مشخصه اصلی سبک های سنتی تای چی ست رابطه تنگانگ و جدایی ناپذیر آنها با تئوری، اصول و فلسفه کلاسیک تای چی ست. در طول سالیان از زمان تولد تای چی چوان تا به امروز اینها چنان در هم گره خورده و از هم تاثیر پذیرفته اند که یگانه و یک شده اند. در نتیجه آنچه «تای چی سنتی» خوانده می شود هنری ست که به این فلسفه، اصول و تئوری ها به طور تمام و کمال و بی هیچ کم و کاستی وفادار مانده و هماهنگی با این تئوری ها و اصول و فلسفه هسته مرکزی آن را تشکیل داده است. سایر بخش ها در برابر این هسته مرکزی فرعیات هستند و اولویت تای چی سنتی نیستند. این اصول،  فلسفه و تئوری ها پایه ثابت و استوار تای چی بوده و در تمام زمان ها کاربردی و درست هستند. در حقیقت چراغ راه مسیر درست تای چی برای هنرجویان در همه زمان ها می باشند. معیار اصلی برای نقد و بررسی هر سبک، نوآوری و خلاقیتی در تای چی همین هسته مرکزی متشکل از فلسفه، اصول و تئوری های کلاسیک تای چی ست. 

 

وجه دیگر «تای چی سنتی» ویژگی ها و اصولی ست که مختص به هر یک از سبک های اصلی تای چی ست که آنها را از هم متمایز کرده و رنگ و بو و حال و هوایی منحصر به فرد به هر کدام از این سبک ها بخشیده است، به عنوان نمونه سبک یانگ ویژگی هایی دارد که در دیگر سبک ها دیده نمی شود، سبک چن همینطور و الی آخر. این ویژگی ها توسط بنیانگداران هر سبک ایجاد شدند و به تدریج توسط اساتید بزرگ نسل های بعد تکامل پیدا کرده تا به امروز رسیده اند. «تای چی سنتی» این ویژگی ها را نیز پاس می دارد. بنابر این تعریف مختصر و مفید، معرفی تای چی سنتی با عناوینی مانند «باستانی و متعلق به گذشته دور» ناشی از شناخت نادرست از تای چی و اولویت های این هنر است. «تای چی سنتی» به هیچ روی در برابر و مقابل نوآوری و خلاقیت قرار ندارد، همانطور که با مطالعه و آشنایی با تاریخچه تای چی و فعالیت های اساتید گذشته تا به امروز خواهیم دید که نوآوری و خلاقیت همواره بخشی جدایی ناپذیر از تکامل تای چی بوده و همچنان نیز هست. 

بی شک بحث و گفتگو میان تای چی کاران در مورد مفاهیم اساسی و پایه ای تای چی عامل پیشرفت و گسترش تای چی خواهد بود و امید است که اینگونه گفتارها اثرات مفیدی داشته باشند. در پایان از سرکار خانم آزیتا عباسی که زحمت برگردان این مقاله ارزشمند را به زبان پارسی کشیدند تشکر می کنم و با قلم توانمندی که دارند امید است کارهای بیشتری از ایشان در زمینه تای چی در آینده منتشر گردد.

 

مقداد عبدی،

اسفندماه سال ۱۴۰۰

تهران

 


 

 

Taiji Masters

 

تای چی چوان گونه ای شاخص از کونگ فو و یکی از هنرهای رزمی چین است که میتواند به واسطه آثار لطیف و در عین حال نیرومندی که بر روح و روان هنرجو میگذارد، موجب پرورش شخصیتی اخلاقی و افزایش طول عمر وی شود. از زمانی که تای چی چوان به وجود آمد، همواره مورد مطالعه جدی و عمیق استادان پیشین قرار داشته و پیوسته در حال پیشرفت و تکامل بوده است و در نتیجه تا امروز حفظ شده و گسترش پیدا کرده است. این عامل باعث شده است که تای چی چوان تبدیل به هنر رزمی ای جاودانه شود. هنر زیبای تای چی چوان نه تنها شامل مهارتهای بی بدیل کونگ فو است بلکه متون کلاسیک ادبی ای نیز دارد که در کنار تمرینهای بدنی، سیستم کامل تای چی چوان را تشکیل می دهند. این همراهی ادبیات و تمرینها در بین هنرهای رزمی در چین نادر است.

"رساله تای چی چوان"  اثر جانگ سان فُنگ (Zhang Sanfeng)، "نظریه تای چی چوان" اثر وانگ زونگ یوئه (Wang Zongyue)، و "شرحی بر سیزده حرکت" اثر وو یوشیانگ  (Wu Yuxiang، خالق سبک وو-هاو تای چی) از جمله متون کلاسیک تای چی چوان هستند که از پیشینیان به دست ما رسیده اند. هر کدام از این تئوری های کلاسیک ویژگیهای خاص خود را دارند و از جنبه های مختلف به شرح جوهر حقیقی تای چی چوان میپردازند. هدف استادان پیشین، رساندن این متون ارزشمند به نسل های آینده بوده است تا بتوانند این هنر را بشناسند. این هدف به خوبی محقق شده است. 
علاوه بر متونی که ذکر شد، آثار کلاسیک دیگری نیز در ارتباط با تای چی چوان وجود دارند که تا به امروز حفظ شده اند. "سخنی در طریق تایچی" متنی مهم در سبک وو است که توسط استاد یانگ بان هو  (Yang Banhou) که استادِ جد من،  وو چوآن یو (Wu Quanyu) بوده است، به او داده شده بود. استاد وو چوآن یو پایه های سبک وو را بنیان نهاد و پسر او، وو جییِن چوئَن  (Wu Jianquan) بنیانگذار سبک وو گردید. آثار کلاسیکی که در بالا ذکر شد نه تنها پیشینة مطالعاتی مهمی هستند بلکه برای درک و پرداختن به تای چی چوان ضروری می باشند.

به عقیده من، این نظریه ها شاهکارهایی جاودانه اند که حکما و استادانی حقیقی آنها را مبتنی بر یک عمر مطالعه و تجربه نوشته اند و همه هنرجویان تای چی چوان باید باید این نظریه ها را مطالعه کنند، اما متاسفانه بیشتر هنرجویان توجه کافی به این سنت ندارند. شاید علت این بی توجهی دلایل زیر باشند:

 

۱- مفاهیم مطرح شده در این متون بسیار عمیق هستند و در نتیجه برای آن دسته از افرادی که دانش قابل توجهی از زبان چینی کلاسیک ندارند، مطالعه و درک معانی عمیق مطرح شده در این متون آسان نیست.

۲- وقتی نظریه و عمل، توصیه های استادان، و/یا تمرینات بدنی همزمان وجود نداشته باشند، هنرجویانی پرورش خواهند یافت که تاثیر این نظریه ها را در آنها نخواهیم دید و در نتیجه نمی توانند درک عمیقی از این متون داشته باشند.

۳- امروزه به دلیل محدودیتهای ناشی از شرایط زندگی و محدودیت زمان، بیشتر تمرکز هنرجویان معمولا روی صورت (تمرینات فرم) است و  مفاهیم بنیادین مورد غفلت قرار می گیرند و به همین دلیل هم  رسیدن به سطوح بالا با پایه ای مستحکم و عمیق برایشان دشوار است. در نتیجه مطالعه و درک نگرش سنتی برای هنرجویان ناممکن خواهد گردید.

 

با توجه به موارد ذکرشده، توصیه من به همه این است که به مطالعه نگرش سنتی اهمیت ویژه ای بدهند چرا که این نگرش در رشد و گسترش تای چی چوان اهمیت زیادی دارد. برای این که به همگان کمک کنم مفاهیم مطرح شده در برخی از این آثار کلاسیک را متوجه شوند، تعدادی از جملات و بخش های مهم این متون را انتخاب کرده ام و سعی میکنم با توجه به یافته های شخصی، آنها را برای شما شرح دهم. امیدوارم بتوانم با نظرات ناپخته ام کمکی به درک این آموزه های مهم کرده و همه به اهمیت نظریه های کلاسیک واقف شوند. از آنجا که اطلاعات من محدود هستند، ناگزیر اشتباهاتی در مقاله وجود خواهند داشت. امیدوارم خواننده ها بی هیچ تردید و ملاحظه ای، مطالب را نقد کنند و اشتباهات من را اصلاح نمایند.

در رساله تای چی چوان آمده است: «حرکات باید چابک باشند و با انرژی روان درونی و تمرکز ذهن اجرا شوند و در انجام حرکات، کل بدن به شکلی یکپارچه عمل نماید». این مفهومی شایان توجه در مطالعه تای چی چوان است. به نظر من، این نگرش را میتوان در سه بخش کلیدی خلاصه کرد و هنگام تمرین بر روی آنها تمرکز نمود. اگر به این نکات توجه کافی نکنیم، تمرین تای چی چوان به شکلی صحیح بسیار دشوار خواهد شد.

96

ما هَی لونگ، استاد بزرگ سبک وو تای چی

 

الف) چابکی: چابکی نخستین مفهومی است که هنرجویان به جهت رعایت اصول تای چی چوان باید از آن پیروی کنند. چابکی متضاد «سنگینی و کُندی» است. تای چی چوان پایه های فرهنگی منحصر به فردی دارد که از آن جمله می توان به فلسفه چینی اشاره کرد.  لائوزه در کتاب دائو دِ جینگ میگوید، «برای غلبه بر نادانی، باید تدبیر کرد و برای غلبه بر بیقراری، باید آرام بود». در اینجا لائوزه به پدیده هایی طبیعی اشاره دارد، تدبیر نقطه مقابل نادانی، و آرامش نقطه مقابل بیقراری است. از این پدیده ها میتوان برای پرورش تای چی چوان بهره برد. اگر هنرجوی تای چی چوان  بخواهد در حین تمرین «چابک» باشد، باید بر مرکز ثقل خود تسلط پیدا کند و برای رسیدن به این هدف، باید به رابطه بین یین و یانگ واقف شود و آن ها را تمییز دهد. این را "توجه کردن به تبدیل و تغییر پر و خالی به یکدیگر [از نظر زمانی و مکانی]، به طوری که در هیچ جای بدن ایستایی و نیز ازدیاد چی مشاهده نشود" نامند.

 

تای چی چوان با دائوئیسم در ارتباط است و توجه به فضائل رزم در آن اهمیت دارد. تفاوت مهمی که بین تای چی چوان و سایر هنرهای رزمی وجود دارد این است که در تای چی چوان تمرکز بر پرورش درون است به جای پرورش نیروی بیرونی. اما چطور می توان در تمرین تای چی چوان به چابکی رسید؟ آنچه که به نظر من اهمیت دارد این است که بدن باید در مرکز قرار گیرد و راست قامت باشد. در متن شرحی بر سیزده حرکت آمده است: «دنبالچه را در مرکز نگه دارید و شِن را به بالا هدایت کنید؛ بدن رها و چابک باشد و بدون سفت کردن عضلات سر را به سمت بالا بکشید». دیده ام که بسیاری از هنرجویان یا از اهمیت به بالاکشیدن سر مطلع نیستند یا نمیدانند چطور باید بدون سفت کردن عضلات، سر را به بالا بکشند. اگر بدن در مرکز قرار نگیرد و راست قامت نباشد، به سختی میتوان حرکات را با چابکی انجام داد. هنرجویان مبتدی باید مدام مراقب باشند که تمرکزشان را حفظ کنند و ساختار بدنی را در وضعیت درست نگه دارند. در این صورت است که میتوانند با صرف نیمی از میزان تلاش لازم،  دو برابر نتیجه بگیرند.

در تمرین تای چی چوان، باید به سه نکته کلیدی توجه داشت:

(1) چی را به سمت بالا حرکت ندهید، در غیر این صورت رکود را در پی خواهد داشت.

استفاده از چی در تای چی چوان اشاره دارد به شیوه حرکت دادن چی به آرامی و ملایمت بی عجله و شتاب. اگر حرکات با عجله و شتاب انجام شوند، الزام نشست نفس (چی) در دان تییِن (丹田, dāntián) محقق نخواهد شد. در متن شرحی بر سیزده حرکت آمده است: «جریان چی را با ذهنتان هدایت کنید تا چی نشست کند و بتواند در استخوانها متمرکز شود، چی را به روانی حرکت دهید تا بدن بتواند به راحتی ذهن را دنبال کند.» این گفته، سخنی مشهور و گامی ضروری در یادگیری تای چی چوان است. برای آن که بتوانیم به این استانداردها دست پیدا کنیم، ضروری است که همیشه در هنگام تمرین در حال آرامش باشیم.

 

زنگ زه در کتاب خود با عنوان معرفت عالی میگوید: «قرار، آرامش را به دنبال دارد، آرامش، سکون را به دنبال می آورد؛ سکون، تأنی را به دنبال دارد؛ و تأنی، ما را به هدف میرساند.». به طور خلاصه، این فرآیند سه مرحلة «قرار، آرامش، و تأنی» را در بر می گیرد. به عبارت دیگر، در هنگام تمرین تای چی چوان، ذهن باید آرام و متمرکز شود. والدین من، استاد ما یوئه لیانگ و استاد وو یینگ هوا، به این حالت «پاسخ آرامش-رهایی» می گفتند.

جوهر رهایی آرامش است. مغز انسان بسیار پیچیده است و برای آن که بتواند بر فعالیتی کاملا متمرکز شود، به قدرت ذهنی بالایی نیاز است. این راهکار که ذهن باید نخست آرام باشد پیش از آنکه بتواند متمرکز شود، از مفاهیم اصلی در بسیاری از سنت های فلسفی چینی از جمله سنت کنفوسیوسی، دائوئیستی و بودیستی  است. در دائو د جینگ آمده است: «باید به نهایت تهیگی (emptiness) رسید و  با شوری تمامی ناپذیر از سکون مراقبت کرد. همه چیز در مرحله ای از حیات، فعال است و آنگاه به ذات خود برمی گردد».

در مکتب بودیسم نیز آرامش از ارزش والایی برخوردار است: «مثل یک بنای بلند روحانی، آرام باش. آرامش باعث ایجاد هوشیاری میشود و هوشیاری، خرد میآفریند». آرامش، ویژگی مهمی در فلسفه کلاسیک چینی است و باید در سه حیطه گسترش یابد:

آرامش بدن: آرامش بدن به معنای تنفس آرام، مستمر و عمیق است، یعنی همان «فرونشستن چی در دان تییِن». سه دان تییِن وجود دارد: دان تییِن پایینی، که زیر ناف قرار دارد؛ دان تییِن میانی، که در قفسه سینه است؛ و دان تییِن بالایی، که بین دو ابرو است (به کتاب حقیقت دنیوی، نوشته بائو پو زه مراجعه کنید). فرونشست چی در دان تییِن پایینی باعث ساکن شدن روح و خویشتنداری میشود. در متن آیین بارگاه زرد میخوانیم: «در دان تییِن یک جوهر ظریف حیاتی وجود دارد ...  دانتیین یک معبر روحانی است».

 a hailong

 

هنرجویان مبتدی باید دائما مراقب باشند که تمرکز و ساختار بدنی صحیح را حفظ کنند.

به این ترتیب میتوانند با صرف نیمی از تلاش لازم، دو برابر نتیجه بگیرند.

 

آرامش قلب: آرامش قلب اشاره به حرکات چابک، نرم و روان تای چی چوان دارد. باید با قلبی متمرکز و بدون پراکندگی تمرین کرد.

 

آرامش ذهن: ذهن باید به شکلی طبیعی، آرام باشد که به راحتی به دست نمی آید. نه تنها باید برای مدتی طولانی به شکلی پیگیر تمرین کنیم، بلکه لازم است با مطالعه به سطح بسیار بالایی از ادراک برسیم. آرامش اساس چابکی است. چابکی را می توان به «انعطاف پذیری» نیز تعبیر کرد. در متن شرحی بر سیزده حرکت آمده است: « با دستیابی به نهایت انعطاف پذیری به سختی دست خواهیم یافت ».

 

(2) حرکات را با قدرت [خام] انجام ندهید چون پیوستگی از بین می رود.

واقعیت این است که ما در هنگام انجام حرکات تای چی چوان، نیرو وارد میکنیم اما این اِعمال نیرو با سرعت یا به شکل نپخته و انعطاف ناپذیر نیست. نیروی خام و نپخته ایراد انقطاع را سبب می شود. سفتی حرکات در جمع شدن انرژی و پیوستگی درونی بخشهای مختلف بدن مشکل ایجاد می کند. نیرو، به تعبیر علم مکانیک، یک بردار است و با سرعت در ارتباط است. اندازه بدن و قدرت انسانها با هم متفاوت است و همین امر باعث تفاوت در سرعت انجام حرکات می شود. اگر سرعت ثابت باشد، کسی که قویتر باشد بر شخص ضعیفتر پیروز می شود. در هنرهای رزمی چینی سخن مشهوری است که میگوید: «یک شخص قوی میتواند ده نفر آدم کارآزموده را شکست دهد». اما در تای چی چوان، نه با اِعمال قدرت، بلکه با اعمال نیروی کمینه و پیروزی از راه مقاومت نشان ندادن (تسلیم شدن) در مقابل سختی و نه اعمال نیرو (ی بیشتر)، غلبه بر حریف از منظر انرژی. هنرجویان مبتدی باید دو مفهوم بالا را عمیقا درک کنند.

 

 

(3) از روش های صحیح استفاده کنید، در غیر این صورت، پیشرفت دشوار خواهد بود.

منظور از روش ها نادرست، عادتهایی هستندکه به شکلی تعمدی، ساختگی هستند، به صورتی تصنعی انجام می شوند و در کل عادتهایی بد هستند. پرورش و بازسازی چی در تمرینات فرایندی مهم است و لازمه آن، تسلیم شدن، مهار کردن ذهن، و یکپارچه کردن تن و روان (شِن) است. در متن شرحی بر سیزده حرکت آمده است: «در پی رسیدن به نهایت پذیرندگی، به نهایت ورزیدگی (قدرت) میرسیم؛ انرژی بعد از احیا شدن، انباشته میشود». در تایچی چوان، سختی و انعطاف (نرمی) باید تلفیق شوند و ذهن نیز باید متمرکز باشد. در حین تمرین، بعد از آن که هنرجو توانست به درستی تنفس کند، چابک می شود و میتوان چی را بدون دردسر پرورش داد. اما افراد مبتدی باید از اصول پیروی کنند. «بدون رعایت استانداردها، هیچ توفیقی حاصل نخواهد شد». بنابراین افراد مبتدی باید بر روشهای صحیح تسلط پیدا کنند.

چابک بودن به معنای سست و شل بودن نیست. بعضی از مربیان، وقتی میخواهند چابکی را به هنرجو یاد بدهند، از عبارتهایی مثل «بدنت را رها کن» یا «کمی بدنت را رها کن» استفاده می کنند. به نظر من، معنای چابکی این است که «به ظاهر بدنمان را رها کنیم اما در واقع آن را رها نکنیم، و به ظاهر اندامها را در کشش قرار دهیم اما در واقع این کار را نکنیم». این شروط بسیار مهم هستند و باید بر میزان و زمانبندی رهایی و سفت کردن کنترل و مدیریتی دقیقی داشته باشیم. چه بدنمان را در وضعیتی شل و بدون کنترل قرار دهیم و چه نیرو را به شکلی سفت و خشک وارد کنیم، در هر دو حالت اشتباه عمل کرده ایم. هر دوی این حالتها در تای چی چوان مطلقا نهی شده است.

در هنگام تمرین، کف دست را نباید زیاد از حد در وضعیت کشیده قرار داد یا مشت بیش از اندازه فشرده کرد. مشت باید بسته باشد اما نه با فشار. در حرکاتی که کف دست به سمت بیرون کشیده میشود، نباید کف دست را کاملا در حالت کشیده قرار داد. مرکز کف دست باید کمی گود و خالی باشد و انگشتان نباید خیلی سفت یا خیلی شل باشند. رعایت این نکات باعث میشود تکنیکهای دست به درستی اجرا شوند. فنون پا هم باید با چابکی انجام شوند. بسیاری از هنرجویان مبتدی معمولا در انجام فنون پا دچار اشتباه می شوند. در متن شرحی بر سیزده حرکت آمده است: «مثل یک گربه گام بردار و بدنت را به شکلی حرکت بده گویی ابریشم را از پیله باز میکنی». هنرجو باید در حین تمرین مانند یک گربه گام بردارد. گربه ها در هنگام راه رفتن، پایشان را به نرمی و کمی از زمین بلند میکنند و پاشنه پایشان را به آرامی به زمین می گذارند. درک توانایی پیشینیان در مشاهده باید ما را غرق در ستایش کند اما چه تعداد از مردم به این نکته مهم توجه میکنند؟

تای چی چوان یک فرایند پالایش درونی و بیرونی است، آنچنان که گفته شده: «در درون ذهن کاملا در مرکز است و در عین حال در بیرون آنچه نمایان است، راحتی و آرامش است». بخش پرورش درونی تای چی چوان سخت ترین بخش تمرینات است. به همین دلیل، هنرجو باید این هنر را  با شیوه های درست فرا گرفته و تمرین کند و این شیوه ها در نظریه های سنتی وجود دارند. چه در علوم اجتماعی و چه در علوم طبیعی، نظریه ها باید یک مبنای عملی و کاربردی داشته باشند. تای چی چوان هم در این میان استثنا نیست. استادان نسلهای پیشین نظریه های سنتی و کلاسیک را بر اساس تجربیاتشان جمع بندی کرده اند. این آثار گنجینه های واقعی هنرهای رزمی چینی هستند که نه تنها باید آنها را مطالعه کنیم بلکه مسئول و ملزم به ادامه گسترش آنها هستیم. چابکی در پرداختن به تای چی چوان ضروری است.

 ma hailong

 «بدون حمایت ذهن و آگاهی، نمیتوان فرم خوبی را اجرا کرد. بدون ساختار بدنی مناسب نمی توان

آگاهی و ذهن ذاتی را پرورش داد. هنرجویان تای چی چوان به دقت به این نکات توجه کنند.»

 

 

ب) در باب یکپارچه بودن

تای چی چوان یک هنر رزمی منحصر به فرد است. یکی از عناصر کلیدی این هنر که باید بسیار مورد تاکید قرار گیرد، «یکپارچه بودن» است  .

(1)حرکات باید منسجم باشند، بدون گسیختگی یا رکود.

در متن کلاسیک "نظریه تای چی چوان" می خوانیم: «شکل بدنتان را گِرد، نرم و روان و متعادل نگه دارید بدون تو رفتگی یا بیرون زدگی؛ حرکات باید جریانی مستمر داشته باشند و گسسته نشوند». سر را باید بالا گرفت، سینه را به داخل داد و پشت را کمی گرد کرد. دنبالچه در مرکز قرار گیرد، آرنج ها آویخته باشند و شانه ها رها باشند. بازوها باید افتاده باشند و کمر به سمت پایین رها باشد. چی را به دان تییِن فرونشانید. «مثل یک گربه گام بردار و بدنت را به شکلی حرکت بده گویی ابریشم را از پیله باز میکنی». این نکات کلیدی را باید به طور مداوم در حین تمرینات تای چی چوان رعایت کرد. هنرجویان مبتدی زیادی را دیده ام که به اهمیت این نکات کلیدی واقف نیستند. بعضی از هنرجویان در حین تمرین قفسه سینه را سفت میکنند و بسیاری هم چشمانشان را به شکلی درست متمرکز نمی کنند و این (اشتباهات) بر انرژی حرکات تاثیر می گذارد. بسیاری از مردم به کمرشان قوس میدهند و لگن را سفت میکنند. بدون تردید، این اشتباهات پرورش این هنر را دچار اختلال خواهد کرد. 

 

«گسستگی» غالبا زمانی اتفاق میافتد که حرکات به شکلی اغراق آمیز اجرا شوند. در چنین حالتی، تعادل تحت تاثیر قرار می گیرد. نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد چرا که تعادل یک اصل بنیادین در انجام تای چی چوان است. وقتی تعادل وجود نداشته باشد، فنون پای نادرست را نمیتوان به آسانی اصلاح کرد. وقتی هنرجو در استقرار نادرست قرار میگیرد، با ناامیدی تلاش میکند استقرار خود را اصلاح کند و در نتیجه پا را به روی زمین می کشد. اگر حرکات در ارتفاع بسیار پایین انجام شوند، هنرجو نمیتواند تعادل خود را به سرعت بدست بیاورد، مجبور میشود ارتفاعش را کم کند و با یک تنظیم ناگهانی گامش را به عقب بکشد تا به استقرار اولیه برگردد. این، ایراد گسستگی ست.

به همین ترتیب، وقتی حرکات بیش از حد آرام یا بیش از حد سریع باشند نیز گسستگی اتفاق می افتد. در تای چی چوان تاکید بر تعادل است. قدرت و سرعت حرکات باید به نسبت یکنواخت باشد. به عنوان مثال، هنرجویان مبتدی یک فرم دست را به مدت حدوداً 20 الی 25 دقیقه تمرین می کنند. وقتی به حرکات تسلط پیدا میکنند و مهارتشان پیشرفت می کند، میتوانند این حرکات را به مدت 20 تا 40 دقیقه انجام دهند اما تمرین [یک فرم] نباید بیش از 45 دقیقه طول بکشد. برای این که هنرجو بتواند فرمها را به صورت یکدست انجام دهد، باید حرکاتش را با یک سرعت یکنواخت اجرا کند. آهنگ حرکات باید در طول تمرین متوازن باشد و وقفه ای وجود نداشته باشد. این اصول باید در ضمن تمرین به دقت رعایت شوند تا کاستی هایی مانند ایرادات (فنی)، بیرون زدگی [بخشی از بدن] یا گسستگی در حرکت مشاهده نشود و عادات خوب پرورش یابند.

(2) استفاده صحیح از قدرت

در حین انجام تمرینات تای چی چوان، باید اصل چابکی را رعایت کرد. از آنجا که نیرو، قدرت و سرعت به هم مربوطند، استفاده از نیروی خام و نپخته ممنوع است چرا که باعث بروز ایراد گسستگی می شود. وقتی در این شرایطِ خارج از کنترل قرار می گیرید، تعادل خود را از دست می دهید و به راحتی به شما حمله می شود. اصل کاربرد قدرت در تای چی چوان میگوید:  «به ظاهر بدن را رها کنید اما در واقع آن را رها نکنید، و به ظاهر اندامها را در کشش قرار دهید اما در واقع این کار را نکنید». در تای چی چوان، قدرت بر اساس اصل درک پر و خالی اِعمال میشود.

 

(3) بهبود جریان و گردش چی

جنبه مهم دیگرِ یکپارچه بودن با گردش چی ارتباط نزدیکی دارد. در متن شرحی بر سیزده حرکت آمده است: «جریان چی را با ذهن هدایت کنید تا فرو نشیند و بتواند در استخوانها متمرکز شود؛ چی را به روانی حرکت دهید تا بدن نیز به راحتی از ذهن پیروی کند.  آویختگی از تاج سر مشکل کندی و سنگینی حرکات را برطرف می کند. ذهن و چی به شکلی هماهنگ پر و خالی را متوازن می کنند. این موجب چابکی و نشاط میشود». در حین تمرین، هنرجو باید به تنظیم چی توجه زیادی کند. «شکم را رها کن تا چی خالص جریان یابد».

 international-tai-chi-symposium-001

 

به نظر من، معنای چابکی این است که «به ظاهر بدنمان را رها کنیم اما در واقع آن را رها نکنیم، و به ظاهر اندامها را در کشش قرار دهیم اما در واقع این کار را نکنیم». این شروط بسیار مهم هستند و باید بر میزان و زمانبندی رهایی و سفت کردن کنترل و مدیریتی دقیقی داشت.

 

این اصول مبنای یکپارچگی هستند. یکپارچگی در همه مراحل تمرینات برای هنرجوی تای چی چوان بسیار مهم است. این اصل چانگ چوان (مشت زنی بلند، نام دیگر تایچی در گذشته) را رعایت کنید که می گوید: «کسانی که مشت زنی بلند را به خوبی انجام می دهند، مانند رودخانه یانگ تسه و رودخانه زرد هستند که بدون وقفه حرکت می کنند». یکپارچگی فقط به دستها، چشمها، ساختار بدنی، فنون پا و گامها در حین تمرینات تای چی چوان محدود نمی شود بلکه مهمتر از آن اشاره به «آگاه بودن از شِن یون» دارد. شِن یون یک مفهوم چینی است که ترجمه آن به زبان انگلیسی دشوار است. این مفهوم به انرژی شِن (روح و روان) مربوط می شود. یک ترجمه این مفهوم، «ریتم روح و انرژی متعادل» است. به این مفهوم، «روح سرزنده» هم میتوان گفت. اگر شِن یون تمام و کمال وجود نداشته باشد، انجام بی عیب و نقص فرمها هم ممکن نخواهد بود.

 در تای چی چوان، تمرکز بر شِن یون بخشی از اهمیتی است که به تمرینِ همراه با «جستجوی شیوه های ذهنی پرورش چی و تمرکز بر آگاهی به جای تمرکز بر نمای بیرونی» داده میشود. تای چی چوان تاکید زیادی بر ذهن، آگاهی، و ساختار و شکل کلی بدن دارد. این سه بخش مکمل یکدیگر هستند. بدون پشتیبانی ذهن و آگاهی، شکل درست (بدن) حاصل نمی شود. بدون ساختار بدنی مناسب نمیتوان آگاهی ذاتی و ذهن را پرورش داد. هنرجویان تای چی چوان باید به دقت به این نکات توجه کنند.

 

پ)پرورش، گسترش و روان بودن چی

گفته میشود که «پرورش، گسترش و روان بودن چی» معیار دیگری است که باید در حین تمرینات تای چی چوان به آن توجه کرد. چگونه می توان به این «پرورش، گسترش و روان بودن چی» دست یافت؟ باید درکمان را از ماهیت چی بالا ببریم. در چین باستان اعتقاد بر این بوده است که «چی» اصلی ست که همه چیز بر روی زمین از آن به وجود آمده است. وانگ چونگ در کتاب لون هنگ می گوید: «چیِ مابین آسمان و زمین همه چیز را بر روی زمین به وجود می آورد». در طب سنتی چینی، چی در گردش است و فعالیت های حیات بخش را نیز کنترل می کند و فعالیتهای مربوط به ارگان های بدن و تبدیل و توزیع مواد مغذی مانند عصاره حیاتی، مواد ضروری ای که در کانالها و رگ های خونی  حرکت میکنند، چی کلیه، و چی  جیائوی میانی و ... را امکانپذیر می کند.

در متنی از تای چی چوان سبک سنتی وو با نام نظریه طریق تایچی که در مورد ماهیت/کارکرد است، می خوانیم: « خون به عنوان یینگ-چی (چی مغذی) عمل میکند، چی به عنوان وِی-چی (چی محافظ)؛ خون در اطراف ارگان ها جریان مییابد، چی در استخوانها، ماهیچه ها و رگها؛ اگر خون سالم و چی سرزنده باشد، موها پرپشت خواهند بود و اگر چی به حد کفایت باشد، تاندونها و ناخنها قوی خواهند بود».

متن «تنفس در تای چی چوان و ادراک ذهن» توصیه می کند: «هریک از حرکات در تای چی چوان را به دقت مطالعه کنید. ذهن، (حرکات) تای چی چوان را کنترل می کند، اما رسیدن به مهارتی واقعی نیازمند صرف زمان و انرژی زیاد است. به دقت به رهایی و حرکت چی در ستون مهره ها و ناحیه شکم توجه کنید. دنبالچه را در وضعیت طبیعی و در مرکز نگه دارید و بدن را رها و چابک. سر را به بالا بکشید بدون آن  که گردن را سفت کنید».

 马海龙

تای چی چوان یک فرایند پالایش درونی و بیرونی است، آنچنان که گفته شده: «در درون ذهن کاملا در مرکز است و در عین حال در بیرون آنچه نمایان است، راحتی و آرامش است». بخش پرورش درونی تای چی چوان سخت ترین بخش تمرینات است. به همین دلیل، هنرجو باید این هنر را  با شیوه های درست فرا گرفته و تمرین کند و این شیوه ها در نظریه های سنتی وجود دارند.

 

اصول ذکر شده را میتوان در قالب سه نکته خلاصه کرد:

۱- در حین تمرین تای چی چوان، متمرکز باشید همراه با حالتی حاکی.

۲- به اهمیت ناحیه کمر و رهایی ناحیه شکم توجه زیاد داشته باشید (فرو نشستن چی در دان تیین).

۳- رابطه بین دنبالچه رها و کشیدن سر به بالا بدون سفت کردن.

 

در حین تمرین تای چی چوان، ذهن باید چی را هدایت کند و این نکته ای اساسی است. وقتی ذهن، چی را حرکت دهد، حرکت چی بسیار نرم و روان خواهد شد. ممکن است بسیاری از هنرجویان اهمیت این نکته را درک نکنند. در هنر تای چی چوان، دنبال کردن نرمی فقط به حرکات فیزیکی محدود نمی شود. وقتی چی نرم و روان باشد، می توان «شِن یون» داشت. این ریتم هماهنگ و زیبای انرژی و روحی متعادل است. در شعری آمده است:

 قایقی کوچک به دل رودخانه های بزرگ میرود

قایق به سانِ برگی کوچک به موج ها برخورد میکند و بالا و پایین میرود،

مهم نیست که موج ها چقدر بزرگ هستند، در هر صورت می توان قایق را کنترل کرد،

من آرامش خود را حفظ می کنم و قایق را به خانه بازمی گردانم. 

 

 


 

«در جستجوی معنای یک راه و روش باستانی در دوران مدرن:

چگونه تمرین تای چی برای تن-روان مفید است.»

阴阳 

 Making Sense of an Ancient Discipline in a Modern Time»

How Tai Chi(太极)Practice Benefits the Body–Mind»

(DOI: 10.4103/CMAC.CMAC_16_19)

 

نویسنده: مقداد عبدی (دانشکده آموزش و تحصیلات بین الملل، دانشگاه طب چینی شانگهای)

برگردان به پارسی: محمد علی شریفیان، سارا موسوی

 ویرایش: مقداد عبدی

 

پیش گفتار 

مقاله حال حاضر برگردان مقاله ای به زبان انگلیسی است که پیشتر در سال 2019 در ژورنال طب چینی و فرهنگ (Chinese Medicine and Culture) از ژورنال های دانشگاه طب چینی شانگهای منتشر شده است، و برگردان پارسی آن حاصل تلاش جناب آقای محمد علی شریفیان از تای چی کاران قدیمی و توانمند سبک سنتی یانگ و سرکار خانم دکتر سارا موسوی است که ایشان هم از تای چی کاران با استعداد در این سبک هستند. از زحمات هر دوی این عزیزان سپاسگزارم و امیدوارم که همگی بیش از پیش شاهد فعالیت های موثر شان در این زمینه باشیم. از جمله فواید این مقاله می توان به گردآوری و شرح اثرات سلامت بخش تای چی آنچنان که در پژوهش ها، مطالعات و کارآزمایی های بالینی در سال های اخیر آمده است اشاره کرد که بی شک سبب درک بهتر ما از تای چی از دیدگاه علمی خواهد شد و نیز به معرفی و ارایه بهتر آن در محیط های دانشگاهی و بیمارستانی-درمانی کمک می نماید. شایان ذکر است که در برگردان پارسی که در ادامه مطالعه خواهید نمود اشاره ای به منابع نشده و در آخر نیز لیست منابع آورده نشده است، بنابراین دوستانی که علاقمند به منابع آن هستند می توانند به نسخه انگلیسی مقاله مراجعه نمایند. در ضمن تصاویری که در اینجا بین سطرهای مقاله قرار داده شده اند در نسخه زبان اصلی وجود ندارند و این صرفا به دلیل زیبایی و ارتباط بهتر با مخاطبان محترم بوده است. در پایان امیدوارم روزی برسد که پزشکان و کادر درمانی عزیز در کشور مان نیز با فواید تای چی بیشتر آشنا شده و در جای خود از فواید آن برای کمک به درمان بیماران شان بهره ببرند. 

 

مقداد عبدی

مهرماه 1399


 

header2چکیده

تای چی یک هنر باستانی چینی است که امروزه به عنوان ورزشی فرحبخش و چندوجهی تمرین می شود. تای چی شامل مجموعه ای از حرکات است که با حالتی آرام و متمرکز همراه با تنفس عمیق و هوشیاری گسترده نسبت به بدن، ذهن و محیط پیرامون انجام می شود. امروزه شواهد بسیاری گواه بر ارزش و تاثیرگذاری این تمرین جسمی-ذهنی (mind-body) در درمان و پیشگیری از بیماری هاست و شما حتی اگر در شرایط خوبی از نظر آمادگی جسمانی یا سلامتی نباشید نیز می توانید به تمرین تای چی بپردازید. این مقاله مروری بر پژوهش های انجام گرفته بر روی آثار سلامت بخش تای چی در سطح بین المللی در سال های اخیر است. در این مقاله سه بخش اساسی برگزیده و به بحث گذاشته شده اند که شامل : بهبود و افزایش تعادل، تقویت استخوانها و کاهش درد می باشند. شایان ذکر است که فواید تای چی به این چند مورد محدود نشده و سایر آثار سلامت بخش آن در مقاله های دیگر مورد بررسی قرار گرفته یا خواهند گرفت.

کلمات کلیدی: تعادل، استحکام استخوان، چی، کاهش درد، تای چی


 

 

 chinese beautiful scenery

 

 

详推用意终何在?益寿延年不老春。(十三势歌)

 

اگر می خواهید بدانید که در نهایت، هدف چیست، آن افزایش طول عمر است، استمرار بهار جوانی.

(شعرِ سیزده الگوی تای چی )

If you want to know where in the end the purpose lies, it is to increase the longevity and extend one’s years, a springtime of youth

فلسفه، تاریخچه و توسعه تای چی 

تای چی یک هنر باستانی چینی است که امروزه به عنوان یک ورزش دلپذیر و چندوجهی تمرین می شود. تای چی شامل مجموعه ای از حرکات است که آرام و با تمرکز انجام گرفته و با تنفس عمیق و هوشیاری گسترده نسبت به بدن، ذهن و محیط پیرامون همراه است. در این تمرین کم تنش و آهسته، شما بدون توقف در حال انجام مجموعه ای از حرکات هستید که یا با الهام از حرکات حیوانات نام گذاری شده اند، به عنوان نمونه، " درنای سپید بالهایش را می گستراند"،  یا حرکات رزمی، مانند " گردش بدن، ضربه جداکننده" ، یا بر اساس داستانها و افسانه های چینی مانند "سوزن در بستر دریا" و یا نام های کیهانی مانند "هفت اورنگ (Big Dipper)". هنگام انجام حرکات، تنفس شما عمیق و طبیعی است و تمرکز حواس -مانند برخی از دیگر روش های مراقبه- بر روی حس های بدن (Bodily Sensations) است. تای چی با دیگر سبک های ورزشی از جنبه های بسیاری متفاوت است. حرکات معمولا دایره وار اند و هرگز از زور (نیروی زمخت و ناآزموده) استفاده نمی شود، عضلات رها هستند، مفاصل بیش از حد باز یا بسته نیستند و بافتهای همبند بشکل ملایمی کشیده می شوند. تای چی به راحتی با هر شخصی سازگار می شود، از آماده ترین افراد تا آنهایی که به صندلی چرخدار محدود شده اند و یا افرادی که در حال بهبودی بعد از عمل جراحی هستند. قبل از پیدایش تای چی چوان به عنوان یک هنر رزمی، مفهوم تای چی به عنوان بخش مهمی از فلسفه چین از هزاران سال قبل وجود داشته است. همانطور که در متون کلاسیک تای چی عنوان شده است: " تای چی، آن که از ووجی متولد شده و مادر یین-یانگ است. در هنگام حرکت متکثر و در سکون یگانه می شود". در واقع تای چی یک هنر رزمی بر پایه فلسفه تای چی می باشد و ریشه های عمیقی با فرهنگ سنتی چین دارد.

با این پیش زمینه، می بینیم که چرا هنر تای چی به عنوان یک هنر چند جنبه ای در حال گسترش است و مردم را در سراتاسر دنیا با اهداف و خواسته های متفاوت به خود جذب کرده است. یکی از این جنبه ها افزایش سلامتی است. امروزه شواهد بسیاری گواه بر ارزش و تاثیرگذاری این تمرین جسمی-ذهنی در درمان و پیشگیری از بیماری ها وجود دارد و شما حتی اگر در سلامت کامل نیستید نیز می توانید به تای چی بپردازید. این مقاله به بررسی تحقیقات بین المللی در زمینه اثرات سلامتی بخشی تای چی در سال های اخیر می پردازد. 

دیدگاه پژوهش های امروزی:

نخست بالا بردن تعادل

تعریف تخصصی تعادل یا پایداری وضعیت بدن (در حالت های مختلف)، توانایی فرد در حفظ، نگهداری و کنترل جایگاه و حرکت مرکز ثقل بدن نسبت به سطح ایست که (فرد) بر روی آن قرار دارد. تحقیقات بسیار شواهدی مبنی بر تاثیر تای چی بر افزایش تعادل و پایداری در تمام افراد را نشان داده اند، بخصوص در کهنسالان و همچنین اشخاصی که مبتلا به بیماری هایی مانند ام اس، پارکینسون و از این دست هستند و در نتیجه اختلال تعادل دارند. همچنین تای‌چی باعث کاهش ریسک زمین خوردن و ترس از آن می‌شود.

تعادل و رابطه فرد با گرانش در بر گیرنده فاکتور‌های بسیاری است که در کنش با هم قرار دارند. فاکتورهای عضلانی-اسکلتی (قدرت و انعطاف عضله)، ادراک حسی، هماهنگی یا هم‌افزایی عضلانی- عصبی و فرآیندهای ادراکی-شناختی می‌شوند. درک این اجزا و چگونگی افول آنها با بالارفتن سن یا بیماری و درک چگونگی تاثیرگذاری تای‌چی بر آنها به شما کمک می کند تا تاثیر بسزای تای چی در بهبود تعادل را بیشتر قدر بنهید. سیستم عضلانی- اسکلتی شامل استخوانها، مفاصل، عضلات اسکلتی، تاندون ها و رباط هاست. قدرت عضلانی و انعطاف پذیری و همچنین دامنه حرکت مفاصل هر فرد به راست قامتی و تعادل او کمک می‌کنند. در زمین خوردن‌ها (به خصوص در میان کهنسالان)، علت اصلی ضعف چشمگیر عضلات به علت پیری، کاهش انعطاف پذیری مچ پا و کاهش انعطاف ستون فقرات ( بخصوص کشش ستون فقرات (Spinal Extenstion) که باعث ایستادن عمودی می‌شود) است.

تای چی یه تمرین وزن محور (اعمال فشار بواسطه وزن حود فرد) است و جابجایی پیوسته وزن از یک پا به پای دیگر را در خود دارد که باعث تسهیل در پیشرفت تعادل حرکتی ایستاده و قدرت اندامهای پایین بدن (ران، مچ و پا) می‌شود. تحقیقات نشان دهنده قدرت اندامهای پایینی - به خصوص قدرت زانو- با انجام تمرینات تای‌چی افزایش یافته و در نتیجه تای‌چی تاثیر بسزایی در کاهش درد و افزایش عملکرد فیزیکی در بیماران مبتلا به آرتروز زانو، که یکی از فراگیرترین مشکلات مفصلی دیده شده در کهنسالان است، دارد. تای‌چی همچنین باعث بهبود انعطاف و دامنه حرکت نیم تنه بالایی و اندام‌ها می‌شود ‌که جز اساسی کنترل وضعیت بدن است. باور بر این است که این هنر رزمی با ارزش چینی با ایجاد همراستایی‌ها و تاکید بر عمود نگه داشتن بدن با بالا کشیدن سر و تنه باعث بهبود وضعیت استقرار بدن می‌شود.

33508 11102016031513

مولفه دیگر مرتبط با تعادل، بخش حسی (sensory) است. اگر یخواهیم شرح مختصری در مورد نقش ورودی حسی (sensory input) داده باشیم، باید بدانید که مغز ترکیبی از سیگنالهای حسی متعدد مرتبط با تعادل را از چشم‌ها، سنسورهای فشاری واقع در پوست و عضلات و مفاصل و از سیستم دهلیزی گوش (vestibular system) واقع در گوش میانی دریافت می‌کند. با بالا‌رفتن سن، کیفیت این ورودی ها از هر سه سیستم دچار افول شده و تحقیقات متعددی نشان داده اند که کهنسالان در شرایط کاهش یا ناسازگاری در ورودی های حسی در مقایسه با جوانان توانایی کمتری در حفظ حالت استقرار خود دارند.

ضرباهنگ پیوسته، آرام و یکنواخت تای چی باعث بالارفتن هوشیاری حسی از سرعت، نیرو، مسیر و اجرای حرکات و همچنین هوشیاری نسبت به محیط پیرامون می‌شود. با انجام تای چی سیستم حسی شما شدیدا حساس شده که این امر موجب بهبود تعادل و عملکرد می‌گردد. یک بررسی در هنگ‌کنگ کهنسالان تای‌چی‌کار و غیر تای‌چی‌کار هم سن را با هم مقایسه کرد و در کار با دستگاهی که سطح کلی آگاهی نسبت به بدن را اندازه گیری می‌کند کهنسالان تای چی کار نمره بالاتری بدست آوردند. علاوه بر این کهنسالان تای‌چی کار  قابلیت کشش و خمش بسیار بیشتری بدون از دست دادن تعادل در اکثر جهت ها را دارا بودند.

تحقیقی جدید نشان داده است که تای چی‌کاران کهنسال و با سابقه ادراک درونی مفصل زانوهایشان (knee joint proprioception) بهبود یافته و محدودیت های پایایی (stability) آنها در هنگام جابجایی وزن در استقرارها بیشتر شده است؛ همچنین تای‌چی کاران حس بهتری نسبت به موقعیت مچ پا و مفصل زانوی خود در فضا داشتند. از این رو تای‌چی می‌تواند بازخورد سریعتر و دقیق‌تری از تعادل و استقرار تان به شما بدهد که می‌تواند شما را در جلوگیری از افتادن یاری کند. 

برخی از تحقیقات نشان داده اند که تای چی می‌تواند به کسانی که دچار نوروپاتی محیطی هستند و حس بسیار ضعیفی در دستان و پاهایشان دارند، کمک کند. کاهش حس در پا، به عنوان نمونه، شدیدا بر تعادل تاثیرگذار است. این وضعیت بویژه میان افرادی که به دیابت مبتلا هستند یا در حال شیمی درمانی اند بسیار شایع است. یک کارآزمایی غیر تصادفی (non-randomized trial) نشان داده است که یک برنامه 12 هفته ای تای چی در بیماران دیابتی که به نوروپاتی محیطی دچار بودند باعث افزایش سرعت هدایت عصبی (nerve conduction velocity) شده است. نه تنها پاها، بلکه دست ها نیز با انجام تمرینات تای‌چی حساس تر می‌شوند. برای نمونه تحقیقی که به دنبال بررسی میزان حس لامسه گروهی از تای‌چی کاران بود دریافت که تای‌چی بویژه در کهنسالان باعث افزایش قدرت لامسه به میزان مشابه با نابینایانی که خط بریل می‌خوانند می‌شود.

پژوهشی در دانشگاه هاروارد با مدیریت دکتر دیوید کرِبز، نشان داده است که تای‌چی می‌تواند به بیمارانی که مشکل تعادل ناشی از اختلال  وستیبولار دارند کمک کند. آنها 10 هفته تمرین تای‌چی را با با تمرینات رایج بازتوانبخشی وستیبولار مقایسه کردند و متوجه شدند که بطور کلی، تا‌ی‌چی به شکل موثرتری کنترل تعادل دینامیک این بیماران را بهبود داده است. به نظر می رسد تای‌چی مکانیزم های متفاوتی را در مقایسه با روش های سنتی توانبخشی بیماران با مشکل وستیبولار تحت تاثیر قرار می‌دهد. تای‌چی می تواند یک روش درمانی کمکی، مکمل و هم افزا برای بیمارانی که اختلالات وستیبولار دارند باشد. به طور کلی،‌ پژوهش ها نشان داده اند که تای چی می تواند باعث افزایش توانایی جبران، در شرایطی که ورودی های حسی مرتبط با تعادل محدود و یا ناسازگار باشند، شده و این چیزی است که سازماندهی حسی بهبود یافته (improved sensory organization) نامیده می شود. پژوهش ها نشان داده اند که در زمان آزمون تعادل، تای‌چی کاران توانایی بهتری در حفظ تعادلشان دارند. در واقع بعضی از پژوهش ها نشان داده اند تای‌چی کاران مسن سطح مشابهی از کنترل تعادل در زمان این آزمایش های چالش برانگیز را در مقایسه با جوانان سالم بدست آورده اند.

GMYANG5

زمانی که حرکت می کنید، مثلا یک قدم به جلو بر می دارید، تعداد زیادی عضله در بدن شما باید بصورتی هماهنگ منقبض و رها شوند که به این پروسه هم افزایی عصبی-عضلانی می گویند. زمانی که پیر می شوید، هماهنگی این فرآیند های مرتبط از بین می رود، که ممکن است ریسک افتادن شما را افزایش دهد. تنوع غنی حرکات تای چی - ترتیب و توالی حرکات، زمان بندی ها و ترکیب گروه های عضلانی مختلف- تمرین بسیار خوبی برای پرورش هماهنگی الگوهای عصبی-عضلانی است. تحقیقات نشان می دهند که تای چی می تواند تعادل حرکتی شما را تقویت کند و به شما در بازیابی تعادل هنگام به هم خوردن آن، مثلا زمانی که روی پیاده رو خیس لیز می خورید کمک کند.

پژوهش ها گویای آنند که افرادی که تمرینات فشرده تای چی انجام می دادند عکس العمل های عصبی-عضلانی بهتری در مچ پا، هماهنگی بهتری در گروه عضلات و توانایی بالاتری در نگه داری تعادل از خود نشان دادند. در گروه دیگری از تای چی کاران موجب تقویت هماهنگی در مرحله آغازین راه رفتن (gait initiation) یا سریعتر و پایدارتر شدن گیت (gait) شده است. 

عنصر تاثیرگذار دیگر در حفظ تعادل ادراک و شناخت (cognition) است. برای توضیح شناخت، باید بدانید که فرآیند های ذهنی متعددی در تعامل با دیگر فاکتورهای داخلی بر تعادل تاثیر دارند. این فرآینده ها شامل ترس از افتادن، پیش بینی و برنامه ریزی برای شرایط دشوار حرکتی (مانند راه رفتن در تاریکی یا روی سطح یخی) و توانایی توجه شما به کنترل وضعیت بدن به خصوص در زمان انجام کارهای موازی (صحبت کردن با تلفن و و راه رفتن همزمان) هستند. ترس از افتادن مشکل ایست که با بالارفتن سن افزایش می یابد و در کسانی که مشکلات تعادلی و یا تجربه افتادن دارند شایع است. از دیدگاه طب چینی، اضطراب مرتبط با ترس از افتادن باعث ایجاد عدم تعادل چی (Qi) در بدن، تجمیع چی در سینه و سر و ضعیف شدن ریشه در پاها شده و درنتیجه موجب بی ثباتی در استقرار و حرکت می گردد. جنبه زیادی از عملکردهای شناختی با بالارفتن سن ضعیف شده، افراد مسنی که ترس از افتادن دارند بیشتر به افسردگی دچار می شوند و فعالیتهای خود را محدود می کنند؛ به نظر می رسد این عوامل همدیگر را تقویت می کنند. 

بسیار محتمل است که یکی از راه کارهای تای چی برای بهبود تعادل و کاهش میزان افتادن و زمین خوردن افراد، کاهش ترس از افتادن و اضطراب ناشی از آن باشد. نکته جالب این است که ترس از افتادن خود یکی از بزرگترین دلایل افتادن است، بداین معنی که کسانی که تجربه افتادن داشته و یا اختلال تعادل دارند بیشتر دچار احساس عدم ثبات در اسقرار و حرکت می شوند و کمتر نسبت به خود و محیط اطرافشان هوشیارند. شواهد خوبی نشان دهنده آنست که تای چی باعث کاهش ترس از افتادن می گردد، زیرا این شیوه درمانی کل نگر (holistic intervention) موجب تقویت هوشیاری و سبب آرامش بدن شده، با افزایش قدرت و هماهنگی باعث بالارفتن اعتماد به نفس می گردد و معیار های حرکتی، رضایتمندی از پشتیبانی اجتماعی (social support satisfaction) و کیفیت زندگی را بالا می برد. این ویژگی ها چرایی به کار گیری مضاعف و روزافزون تای چی در برنامه های اجتماعی برای توانبخشی تعادلی وجلوگیری از افتادن را توضیح می دهد. 

امروزه محققان با سرعت بیشتری در حال تحقیق بر روی (اثر) هماهنگسازی و مدیریت چندین فاکتور ذهنی-جسمی در حین تمرین تای چی - از جمله حرکت یکپارچه دست و پا، تغییر مداوم جهت، به خاطر سپردن توالی فرم ها، تنفس، آگاهی از وضعیت بدن در استقرار و حرکت و حس های درونی (inner sensations)- هستند که ممکن است موجب تقویت توانایی مدیریت کارهای ذهنی همزمان با انجام حرکات فیزیکی (مانند پایین آمدن از پله ها) بشوند. به عنوان مثال تحقیقات نشان داده اند که تای چی ممکن است در بالا بردن توانایی جابجایی توجه بین فعالیتهای بدنی و ذهنی در بزرگسالان موثر باشد.

یکی از بهترین جنبه های تای چی این است که هر کسی می تواند آن را تمرین کند، از جوانان و افراد سالم گرفته تا کهنسالان و بیماران. تای چی با توجه طبیعت ساده، روان و آرام حرکاتش برای اکثر افراد با و بدون تجربه قبلی ورزشی مناسب است. تای چی می تواند به خوبی متناسب با هر گروه از افراد و با توجه به شرایط آنها تمرین شود. به عنوان مثال گروهی از محققان تمرینات ساده شده ای از تای چی را برای میانسالان طراحی کردند. تای چی نشسته یا تای چی با صندلی چرخدار یکی دیگر از انواع رایج تای چی است که به شکل گسترده ای توسط اشخاصی که مشکلات نیم تنه پایینی دارند تمرین می شود. 

سقوط های مرتبط با صندلی چرخدار میان بازماندگان آسیب نخاعی (SCI) بسیار شایع است. بهبود تعادل ایستای نشسته در بیماران آسیب نخاعی می تواند مانع از لیزخوردن و کاهش خطر سقوط گردد. اخیرا گروهی از محققان در بیمارستان بازپروری یانگ جی شانگهای میزان تاثیر تمرینات تای چی با صندلی چرخدار را روی کنترل تعادل و کیفیت زندگی بیماران آسیب نخاعی ارزیابی کردند. بعد از گذشت شش هفته از تمرین، تعادل ایستا نشسته، قدرتِ گرفتن دست (handgrip strength)، و کیفیت روانی زندگی تای چی کاران نشسته به شکل قابل توجهی بهبود یافت. از این رو این تحقیق پیشنهاد می کند که تای چی می تواند یک تمرین امن، تاثیرگذار و قابل انجام برای بیماران قطع نخاعی باشد. همچنین، به نظر می رسد که تای چی می تواند باعث بهبود تعادل و کنترل حرکتی در بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون شود. بیماری پارکینسون یک اختلال مغزی است که کنترل عضلات را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث لرزش، سفتی، کندی راه رفتن و مشکلات تعادلی می شود. این اختلالات شدیدا کیفیت زندگی و عملکرد روزانه را تحت تاثیر قرار می دهند.

تجویز دارو بر برخی از علایم بیماری پارکینسون، مانند لرزش، تاثیر گذار است. اما برخی دیگر مانند تعادل کلی بدن، پاسخ خوبی به درمان دارویی نمی دهند. بعضی از تحقیقات پیشنهاد می کنند که تمرینات ذهنی-جسمی مانند تای چی می توانند باعث پیشرفت های قابل درک بالینی در جنبه های گوناگون عملکرد حرکتی (motor function) و خطر سقوط در میان بیماران پارکینسون شود. کشفیات جدید نیز بر تاثیر تای چی بر بهبود حال و کیفیت زندگی دلالت می کنند. همچنین، تای چی یک راه حل امن و موثر بر سلامت جسم و روان بیماران مبتلا به ام اس  است.

تقویت استخوان ها

استخوان یک ارگان متحرک بدن است که در طول حیات دچار تغییرات و بازسازی می گردد. تراکم استخوان در مردان با بالارفتن سن کاسته می شود. تراکم استخوان بانوان بصورت کلی در سه دهه اول زندگی افزوده می شود. در سن 40 سالگی تراکم مواد معدنی استخوان (BMD) معمولا دچار افول می شود، با تغییرات شدید تر پس از یائسگی که به موازات کاهش سطح استروژن بدن رخ می دهد. با این حال کاهش تراکم استخوان به صورت مداوم و همراه با مسن تر شدن فرد می تواند ناشی از عوامل دیگری همچون کاهش کلسیم و جذب ویتامین D، کاهش تحرک فیزیکی و یا اختلال در شکل گیری استخوان ناشی از کهولت سن نیز باشد. شکستگی های مرتبط با کاهش تراکم استخوان با اختلالات مزمن، افزایش نرخ بیماران و هزینه های درمانی همراه است.

پوکی استخوان بیماری ناتوان کننده ای ست که میتواند زنان و مردان را در معرض شکستگی قرار دهد. پوکی استخوان (Osteoporosis) به معنای استخوان های پر از منفذ (porous) است. اگر شما پوکی استخوان دارید، بدین معناست که دچار کاهش تراکم استخوان، استخوان هایی با کیفیت پایین و شکننده هستید. ترکیب موارد بالا همراه با بالا بودن احتمال زمین خوردن در افراد مسن سبب ایجاد شکستگی های دردناک و مشکلات سلامتی در این افراد میشود. از انجایی که درمان های دارویی طولانی مدت برای این افراد سبب ایجاد عوارض جانبی نامشخص و هزینه های درمانی گزاف میشود، استفاده از روش های درمانی غیر دارویی درمان مکمل جذابی برای بسیاری از زنان محسوب میشود. به همین علت ورزش هم در دستورالعمل های (guidelines) درمانی پوکی استخوان قرار دارد. عموم افراد بر این باورند که برای داشتن استخوانی فشرده نیازمند به انجام مقدار قابل توجهی ورزش های قدرتی و مقاومتی با شدت زیاد هستیم. علاوه بر این، بسیاری از افراد مسن معمولا تمرینات معمول را نیز چه به دلیل مشکلات سلامتی و یا به دلیل کاهش به مرور علاقه در کنار سایر عوامل انجام نمیدهند. اما تحقیقات نشان داده است که ورزش هایی با فشار کمتر همانند تای چی، ممکن است سبب کاهش نرخ از بین رفتن استخوان بالاخص در زنان با پوکی استخوان محدود (osteopenia) و یا زنان دارای پوکی استخوان (osteoprosis) شود.

متون کلاسیک تای چی بیان میکنند که بدن باید احساسی شبیه «سوزنی در میان رشته ای از پنبه» داشته باشد. این جمله تصویری به ما می دهد از اینکه چگونه استخوان های قوی، عضلات و بافت های همبندِ رها (relaxed) را پشتیبانی می کنند. استخوان ها بافت های پیزوالکتریک هستند و به همین علت میتوانند در پاسخ به استرس های مکانیکی جریان الکتریکی تولید کنند و موجب تحریک های الکتریکی شده که سبب سلامت استخوان میشود. تای چی سبب ایجاد میزان قابل توجهی استرس مکانیکی در استخوان های مختلف به خصوص استخوان های محوری بدن میشود و همچنین بر اساس تئوری، تای چی سبب هدایت و تمرکز  «چی» به سمت استخوان ها شده که این «جریان چی» سبب افزایش قدرت استخوانی می شود. این تئوری ها میتواند دلایلی بر فواید تای چی بر سلامت و تراکم استخوان ها را پیشنهاد کند.

یکی از منابع مهم این اطلاعات پژوهش هایی ست که بر روی تای چی کاران با سابقه انجام و منتشر شده است. این مطالعه به این علت حائز اهمیت است که تغییرات استخوانی آرام صورت می گیرد و نیز مطالعات تجربی طولانی مدت دشواری های زیادی دارد. یکی از این دست پژوهش ها، تحقیقی ست در تایوان که در آن افرادی که حداقل هفت سال تای چی سابقه تمرین تای چی دارندرا با افرادی در همان محدوده ی سنی در همان جامعه که تای چی کار نبودند را مقایسه کردند. آنهایی که تاچی انجام داده بودند در ناحیه لگن و ستون فقرات تراکم استخوان بیشتری داشتند. مطالعه ی دیگری نشان داد که نرخ کاهش تراکم استخوان در تای چی کاران نسبت به افراد همسن در گروه کنترل که تمرین تای چی نداشته اند کمتر بوده است. یکی از کارآزمایی ها نشان داد که تراکم مغز استخوان در ناحیه ی کمری ستون فقرات (lumbar spine) در افرادی که ده ماه تای چی تمرین کرده اند به طرز چشمگیری افزایش یافته در حالی که این تراکم در گروه کنترل نشسته کاهش یافته بود. اخیرا Chow et al  یک کارآزمایی تصادفی جهت سنجش میزان تاثیر تای چی بر پیشگیری از پوکی استخوان انجام داده است؛ آنها مشاهده کردند که تای چی بر روی تراکم استخوان تاثیر مثبت داشته و می تواند به عنوان راهکاری موثر و اقتصادی در پیش گیری از پوکی استخوان به کار گرفته شود. همچنین تایید شد که این تاثیر در افرادی که مدت طولانی تمرینات تای چی انجام داده اند بهتر مشاهده می شود. در مجموع این مطالعات نشان دهنده ی این است که تای چی سبب کاهش ریسک شکستگی های ناشی از زمین خوردن در افراد به ویژه در زنان یائسه (post-menopause) می شود.

کاهش درد

درد یکی از شایع ترین و هزینه ساز ترین مشکلات پزشکی و همین طور یکی از دلایل اصلی مراجعه ی افراد به پزشکان و گرفتن دارو است. تعداد بسیار زیادی از افراد درد حاد و مزمن را تجربه کرده و ابتلا به سندرم درد در آنها تشخیص داده می شود. درمان ها و داروهای معمول عموما درد را به میزان کافی درمان نمی کنند؛ بنابراین، بسیاری از افراد درمان های مکمل و جایگزین را بر می گزینند. از جمله درمان های جایگزین ذهنی-جسمی (mind-body) می توان به شیوه های رهاسازی (تمرینات تنفس عمیق، مراقبه و رهاسازی عضلات)، یوگا، تای چی و چی کونگ اشاره نمود. یکی از مکانیسم های اصلی درد در طب چینی  دردی است که با "رکود" و یا "مسدود شدن" جریان چی در بدن همراه است. درمان آن از طریق به جریان در آوردن مجدد آن و نیز درمان عدم تعادل های ساختاری یا مزاجی است که علت این گرفتگی و انسداد بوده است. شیوه های سنتی موجود برای درمان درد و به جریان انداختن چی شامل طب سوزنی، تویی نا، طب گیاهی چینی، تای چی و چی کونگ می باشند. اساس همه این روش ها بر "حرکت دادن" چی است. تا چند سال پیش از این، پزشکان (طب) غربی بر این باور بوده اند که استراحت در بستر و عدم تحرک بهترین تجویز برای بسیاری از درد ها از جمله کمر درد است. با این حال، شواهد اخیر حاصل از کارآزمایی های بالینی دیدگاه پزشکان را به سوی رویکرد سنتی (طب) شرقی مبتنی بر تحرک تغییر داده است. حرکات و تمرین های ساده، از قبیل تمرینات کششی، تمرینات افزایش دهنده های میزان حرکت مفاصل و تنفس های عمیق هم اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذار ترین راه های کاهش درد و بخشی از شیوه های توان بخشی معمول گشته است. اکنون پزشکان ورزش منظم را جهت بهبود عملکرد در افرادی که دارای بیماری مزمن، از جمله آرتروز و کمردرد هستند، توصیه می کنند.

طیف وسیعی از بیماران مبتلا به درد کمر، آرتروز، فیبرومیالژیا و آرتریت روماتوئید به روشهای درمانی ذهنی-جسمی مانند تای چی می پردازند. تعداد رو به افزایشی از مطالعات نشان می دهند که تای چی ممکن است برای تسکین درد و بهبود کیفیت زندگی این بیماران و نیز بیمارانی با سایر مشکلات همراه با درد موثر باشد. این تحقیقات آغازی هستند بر شرح چرایی و چگونگی اثر درمانی مثبت تای چی بر دردهای اسکلتی-عضلانی، مانند بهبود انعطاف پذیری، قدرت، همراستایی ها در وضعیت قرارگیری بدن، الگوهای حرکتی عصبی-عضلانی، تنفس و سلامت روانی. به عنوان مثال مطالعات نشان می دهد که شواهد خوبی در مورد مفید بودن تای چی به عنوان یک روش جهت کاهش درد در آرتروز زانو وجود دارد. از فواید محتمل دیگر می توان به کاهش خشکی و سفتی، بهبود عملکرد و افزایش تحرک اشاره کرد.

یکی دیگر از بیماریهایی که در مورد اثر تمرینات جسمی-ذهنی مورد مطالعه قرار می گیرد فیبرومیالژیاست، بیماری ای که آن را با درد مزمن و منتشر، و پاسخ تشدید شده به محرک فشاری میشناسیم. شواهد نشان میدهد که تایجی شیوه ای موثر در این بیماریست. نه فقط به جهت اثر آن در کاهش درد، بلکه به دلیل بهبود عملکرد جسمانی و بهبود سلامت احساسی و روانی در این بیماران نیز مورد توجه است. در مطالعه جونز و همکاران تمرین تای چی بهبود چشمگیری در درد را نشان داد و حتی برخی مطالعات نشان می دهند که میزان این اثربخشی بیشتر از رژیم های دارویی تایید شده توسط سازمان غذا و دارو آمریکا، از جمله داروهای ضد افسردگی،گاباپنتینوئید و میلناسیپران بوده است. اخیراً، مطالعات غیر تصادفی کاهش سطح درد حاد را در بیمارانی که در یک دوره از تای چی شرکت کرده اند را نشان داده است.




 

 

تای چی چوان و اسطوره های سرزمین چین

داستان فراز آمدن «سوزن از بستر دریا»

 

xiyouji 3

 

نویسنده: مقداد عبدی

 

 تای چی چوان چیست؟ این سوالی است که اغلب با آن روبرو می شویم و احتمالا به این نتیجه رسیدید که پاسخ به آن کار آسانی نیست. شاید در پاسخ شروع به توصیف حرکات و حالات آن نماییم، سبکی است از ووشو و برخاسته از سرزمین چین و توضیحاتی از این دست که حتما به شنونده تا حدی کمک خواهد کرد تا تصویری کلی و تا حدی مبهم در ذهنش شکل گیرد. گاهی به تعریفی جامع و کلی می رسیم که شخصاً آن را ترجیح می دهم: «تای چی چوان هنر دربر گرفتن سختی در میان نرمی و پنهان کردن سورن در میان پنبه است» این تعریفی است که استاد بزرگ و فقید یانگ چنگ فو، نسل سوم از اساتید تای چی خاندان یانگ برای ما به یادگار گذاشته اند.

 

با این حال برای کسی که آشنایی قبلی با تای چی چوان نداشته هیچ کدام از شیوه های بالا کامل نیست اما برای تای چی کاران که آن را تجربه کرده اند، از مبتدی تا منتهی ، چطور؟ شناخت شان از تای چی در چه حدی است؟ یا به عبارتی نسبت به چه جنبه هایی از این هنر آگاهی کسب کرده اند؟ هنری رزمی، شیوه ای سلامت بخش، هنر خودآگاهی، سبکی از زندگی، نگرشی فلسفی، فلسفه عملی حقیقت این است که تای چی تمامی این حیطه ها را به نسبت هایی متفاوت در بر می گیرد، برخی را بیشتر و برخی کمتر.

 

تای چی چوان از دل فرهنگ و فلسفه و شیوه زندگی مردمان سرزمین چین برآمده و ارتباطی تنگاتنگ با آن ها دارد. درک عمیق تمامی جنبه های این هنر بدون شناخت ریشه های آن سخت و یا حتی ناشدنی است. درک این نکته در رابطه با ووشو به طور کلی ضروری است که هرکدام از این هنر های رزمی بخشی جدا ناشدنی از فرهنگ آن سرزمین هستند و هر کدام به نسبتی بخشی از این فرهنگ را در خود جذب کردند، پرورش دادند و به اشکالی دیگر ظهور و بروز داده اند. تصوری که امروزه در بین بسیاری از رزمی کاران رایج است، اینکه ارزش هنر های رزمی به توانایی عملی آن ها در زد و خورد خلاصه می شود مانند آنچه در هنر های رزمی ترکیبی یا MMA می بینیم، با آنچه که سبک های اصیل رزمی چینی عرضه می کنند، بسیار متفاوت است. هرچند که پرورش توانایی های رزمی در هنرهای رزمی چینی از مفاهیم محوری است اما جزئی است از حیطه ای وسیع تر که شامل بخش های گوناگون است؛ به عبارت دیگر هر کدام از این سبک ها بخشی از یک فرهنگ است. رزم، پرورش و توسعه فردی، خودآگاهی، فلسفه، شیوه زندگی، اخلاق، ارزشهای فردی و جمعی، داستانها و اسطوره های جمعی مردمان آن کشور، اتحاد و روحیه جمعی،، سلامت بخشی و طول عمر همه را در برمی گیرد؛ برخی بسیار و برخی اندک. تای چی چوان از جمله غنی ترین این سبک ها از نظر در بر گرفتن موارد اشاره شده است.

 

این گفتار درآمدی است بر درک بهتر این فرهنگ با اشاره به بخشی از تای چی که با گذشته و اسطوره های چینیان در پیوند است. برای شروع این بحث حرکتی از فرم دست تای چی چوان سبک یانگ را انتخاب کردم با نام «سوزن در بستر دریا» (海底针,Hǎi dǐ zhēn). همین نام کوتاه مخاطب آشنا با فرهنگ چین را ناگهان به دل یکی از مشهور ترین داستانهای های کشور چین با نام«سفر به غرب» می برد. این کتاب نوشته وو چِنگ اِن (吴承恩,Wú chéng ēn) در قرن شانزدهم است و از جایگاه ویژه ای در ادبیات چین برخوردار است تا آنجا که در زمره یکی از چهار شاهکار ادبیات چین (四大奇書) قرار گرفته است (سه مورد دیگر عبارتند از عاشقانه تاریخی سه پادشاهی، رویای تالار سرخ، لبِ آب). با مطالعه این کتاب ها با جزئیات فرهنگ سرزمین چین و اسطوره ها و افسانه های آن آشنا می شویم که برای شناخت بهتر و عمیق تر این کشور و مردمان آن از ضروریات است.

 

نخستین بار هنگام دیدن یک مجموعه تلویزیونی چینی، که بر اساس کتاب سفر به غرب ساخته شده بود، با داستان سوزن در بستر دریا روبرو شدم، حس خوبی از لذت دانستن، زیبایی داستان و ارتباط جالب آن با حرکتی به همین نام در فرم دست تای چی چوان سبک یانگ به من دست داد. حس اجرای این حرکت پس از این به کلی تغییر کرد؛ از آنجایی که حرکت دشواری نیز هست دانستن معنای نام آن در انجام درست تر حرکت ما را یاری خواهد کرد. مطمئناً برای شما مخاطب عزیز هم همین گونه خواهد بود.

 

خلاصه این کتاب را چین شناس مشهور انگلیسی آرتور وایلی بازنویسی کرده است که توسط خانم نسرین طباطبایی به زبان فارسی برگردانده شده است. بخش هایی از این داستان که در ادامه آورده می شود، برداشت از همین کتاب است. چون متن این کتاب منظور این گفتار را برآورده می ساخت حتی در جاهایی که به نظرم تغییری نیاز بود در برگردان آن دست نبردم و به همان شکل در اینجا آوردم.

 xiyouji4

 

متن کتاب، شروع:

صخره ای بود که جوهر ناب آسمان و طعم های خوش زمین، شور آفتاب و لطافت مهتاب از زمان آفرینش عالم بر آن اثر نهادند تا آنکه سرانجام باری سحرآمیز به خود گرفت، روزی شکافت و تخمی از سنگ به اندازه توپ زاییده شد.

تخم بارورشده از باد، به میمونی از سنگ با همه اندام ها و جوارح تبدیل شد. میمون به محض تولد دویدن و بالا رفتن را یاد گرفت؛ اما پیش از هر کار دیگری به سمت هر یک از چهار جهت اصلی تعظیم کرد. هنگامی که تعظیم کرد، نوری فولادگون از چشمانش ساطع شد و تا کاخ ستاره قطبی بر جهید.

 

این پرتو نور امپراتور یشم را که در کاخ ابر با دروازه های زرین، درون تالار خزانه مِه های مقدس، در میان وزیرانش بر تخت جلوس کرده بود، به شگفت آورد. درخشش این نور غریب را که دید، به ”چشم هزار فرسنگ“ و ”گوش های پایین دستِ باد“ فرمان داد که دروازه های آسمان جنوبی را باز کنند و نگاهی به بیرون بیندازند. دو سردار، در پی امتثال امر خود را به بیرون دروازه رساندند، با دقت وافر نگاه کردند و گوش سپردند و فورا گزارش دادند: «این نور فولادگون از مرزهای سرزمین کوچک آئو - لائی ( Ao-lai ) در شرق قارة مقدس، از کوه گلها و میوهها می تابد. بالای این کوه صخره سحرآمیزی هست که تخمی زایید، تخم به میمونی سنگی تبدیل شد و چون رو به چهار جهت اصلی تعظیم کرد از چشمانش نوری فولاد گون ساطع شد، پرتوی که به کاخ ستاره قطبی رسید. اما اکنون دارد چیزی می نوشد و نور اندک اندک محو می شود.

 

متن کتاب، پایان

 

 پس از این، شرح زندگی و سیر و سلوک شاه میمون به دنبال جاودانگی و نامیرایی و کسب تعلیمات درونی نزد استادی بزرگ ذکر می شود به همراه برخی از مبارزاتش پس از ترک او. از آنجا که شاه میمون به درجات بالایی در هنر های درونی و نیز رزمی دست یافته بود به دنبال سلاحی بود که بتواند با او در هماهنگی قرار گیرد و هر چه جست وجو می کرد جز سلاح هایی نازل و بدون تناسب با خود نمی یافت و حتی بهترین آن ها نیز در برابر او ناکار آمد بودند.

 

متن کتاب، شروع: 

 میمونها هر روز با جنب و جوش مشق نظامی میکردند و قدم رو میرفتند. اوضاع رو به راه بود تا آنکه ناگهان روزی از روزها میمون به اتباعش گفت: ”ظاهراً تمرینهای شما خوب پیش میرود، اما شمشیر من خیلی دست و پاگیر است و هیچ مطابق میلم نیست، چاره چیست؟“

چهار میمون پیر پیش آمدند و گفتند: ”پادشاه بزرگ، طبیعی است که میلی به استفاده از این اسلحه زمینی نداشته باشید، آخر شما نامیرایید، فکر میکنید بتوانید از سکنه دریا اسلحه ای بگیرید؟“

 

میمون گفت: ”چرا نتوانم؟ از وقتی که روشن روان شده ام هفتاد و دو تغییر شکل را یاد گرفته ام و از همه مهمتر میتوانم بر دوش ابرها سوار شوم، میتوانم نامرئی شوم و میتوانم در مفرغ و سنگ رسوخ کنم. آب نمی تواند غرقم کند و آتش از سوزاندنم عاجز است. چیست که سد راه من شود و نگذارد که از قوای دریا اسلحه ای بگیرم؟“ 

 

چهار میمون پیر گفتند: ”خب، اگر از عهده این کار برمیآیید، سرچشمه آبی که زیر این پل آهنی جریان دارد کاخ اژدهای دریای شرقی است. چه طور است آن پایین بروید و به شاه اژدها سری بزنید؟ اگر ازاو اسلحه ای بخواهید حتما می تواند چیزی در خور شما پیدا کند.“

 

میمون گفت: ”پس همین کار را می کنم.“ بالای پل رفت، وردی خواند تا از گزند آب در امان بماند و بعد پایین پرید و در مسیر آب پیش رفت تا به کف دریای شرقی رسید. طولی نکشید که یک یاکشا ( Yaksha) که در دریا پاس می داد جلو او را گرفت و پرسید: ”این کدام ایزد است که از میان آب راه باز میکند و پیش می آید؟ خودت را معرفي کن تا ورودت را اعلام کنم.“

 

میمون گفت: «من میمون شاه، فرمانروای کوه گلها و میوه ها، از همسایه های نزدیک شاه اژدها هستم و فکر میکنم باید با او آشنا شوم.»

 

یاکشا پیام میمون را برد و شاه اژدها از جا برخاست و همراه بچه ها و نوه ها و میگو - سربازها و خرچنگ - سرلشکرهایش به استقبال میمون شتافت و به او گفت: «نامیرای والامقام، بفرمایید، داخل شوید.»

 

وارد کاخ شدند و رو در روی هم در صدر مجلس نشستند. بعد از صرف چای اژدها پرسید: ”تمنا میکنم بگویید چند وقت است که نامیرا شده اید و چه فوت و فنهای ساحری یاد گرفته اید؟“

 xiyouji6

 

میمون گفت: ”از اوان کودکی زندگی پارسا منشانه ای داشته ام و اکنون فراسوی تولد و مرگم. تازگی ها کار تعلیم دادن اتباعم را شروع کرده ام و به آنها یاد می دهم که چه طور از میهن شان دفاع کنند؛ اما خودم اسلحه مناسبی ندارم. شنیده ام که همسایه بزرگوارم در کاخ یشم سبزش که دروازهه ای آن از صدف است آن قدر سلاح جادویی دارد که میتواند بعضی از آنها را بذل و بخشش کند.“ 

 

چون شاه اژدها نمیخواست به او جواب رد بدهد، به یک قزل آلا - افسر دستور داد که شمشیر عظیمی بیاورد. میمون گفت: ”با شمشیر میانه ای ندارم، میشود چیز دیگری برایم پیدا کنید؟“ 

 

شاه به یک کولی ماهی نگهبان گفت که برود و به کمک یک مارماهی دربان چنگال نُه شاخه ای بیاورد. میمون چنگال را گرفت، برای امتحان چند بار حرکتش داد و گفت: ”خیلی سبک است و در دستم خوب نمی نشیند. ممکن است چیز دیگری برایم بیاورید؟“

 

شاه اژدها گفت: ”منظورتان را نمیفهمم. وزن این چنگال هزار و هفتصد کیلو است.“

 

میمون گفت: ”در دستم خوب نمی نشیند، در دستم خوب نمی نشیند.“ 

 

شاهاژدها سخت برآشفت و به یک ماهی سیمِ سرلشکر و یک کپور سرتیپ دستور داد که بروند و تبرزین عظیمی را بیاورند که وزنش سه هزار و دویست کیلو بود. میمون تبرزین را گرفت، سبک و سنگینش کرد و بعد آن را کناری انداخت و گفت: ”این هم خیلی سبک است!“

 

شاه اژدها گفت: «این سنگین ترین سلاحی است که در کاخم پیدا می شود. چیز دیگری ندارم که نشانتان بدهم.»

 

میمون گفت: ”به قول معروف اگر شاه اژدها ادعا کند که گنجی ندارد بیهوده گفته است. باز هم بگردید، اگر چیز مناسبی یافتید، به بهای خوبی آن را خریدارم.“

 

شاه اژدها گفت:“ مؤكدا می گویم که چیز دیگری ندارم.“ 

 

در این موقع مادر اژدها و دخترش از اتاقهای پشتی کاخ بیرون آمدند وگفتند: ”پادشاه بزرگوار، از وجنات این میمون حکیم معلوم است که موجودی عادی نیست. در خزانه ما آهن سحرآمیزی هست که بستر راه شیری را با آن کوبیدند و صاف کردند. چند روز است که نور غریبی از آن ساطع می شود، فکر نمی کنید این به آن معنا باشد که باید آهن را به این فرزانه تازه از راه رسیده بدهیم؟“

 

شاه اژدها گفت: ”این همان چیزی است که يو (yu) بزرگ بعد از مهار کردن سیل، اعماق رودها و دریاها را با آن صاف کرد. این فقط تکه آهنی مقدس است. به چه درد او می خورد؟“

 

مادر اژدها گفت: ”فکر این را نکن که به کارش می آید یا نه. فقط آن را به او بده و اگر خورندش باشد، بگذار آن را با خودش ببرد.“

 

شاه اژدها رضایت داد و موافقتش را به میمون اعلام کرد. 

میمون گفت: ”آهن را بیاورید تا نگاهی به آن بیندازم.“

 

شاه اژدها گفت: ”غیر ممکن است! آن قدر سنگین است که نمی شود حرکتش داد. باید خودتان بروید و آن را ببینید.“ 

میمون گفت: ”کجا است؟ مرا به آنجا ببرید.“ 

 

شاه اژدها او را به خزانه دریا برد و میمون به محض ورود چیزی را دید که نوری زرین از آن ساطع بود. شاه اژدها گفت: ”همین است.“ میمون به نشانه احترام سر و وضع خود را مرتب کرد و به آن شیء نزدیک شد. دید که ستونی پهن از آهن به درازای تقریبا شش متر است. یک سرستون را با دو دست گرفت، کمی از جا بلندش کرد و گفت: «قدری بلند و کمی پهن است!» بلافاصله ستون چند متر کوتاهتر و نیز باریکتر شد. میمون کوچک شدن ستون را دید و گفت: «بد نیست باز هم کمی کوچکتر شود. در دم ستون باز هم کوچکتر شد. میمون خوشحال شد و وقتی ستون را بیرون برد و در نور آفتاب وارسی اش کرد متوجه شد که در سر و ته آن قلابی از طلا وجود دارد اما تنه اش از آهن سیاه است. روی یک سر آن نوشته شده بود: ”عصای سحرآمیز با قلاب زرین. وزن، شش هزار و دویست کیلو.“

 

با خود فکر کرد: «عالی است! گنجی بهتر از این پیدا نمی شود، اما همین طور که می رفت به عصا دستی کشید و با خود فکر کرد: ”اگر کمی کوچکتر بود، دیگر حرف نداشت" و عجیب آنکه هنوز پایش به بیرون نرسیده بود که عصا آن قدر کوچک شد که درازایش بیشتر از سه وجب نبود. حالا بیا و ببین که میمون چه طور نیروی سحرآمیز عصا را به نمایش می گذارد و در راه بازگشت به کاخ، چه طور آن را میچرخاند و تاب میدهد. شاه اژدها که او را دید لرزه بر اندامش افتاد و شاهزاده اژدهایان دستپاچه شدند. لاک پشتهای دریایی سر به لاک خود فرو بردند و ماهی ها و خرچنگها و میگوها خود را پنهان کردند. میمون با گنجی که در دست داشت کنار شاه اژدها نشست و گفت: ”همسایه مکرم، از لطفتان بسیار سپاسگزارم.“

 

شاه اژدها گفت: ”اختیار دارید!“

میمون شاه گفت: ”بله، تکه آهن به درد بخوری است، اما حرف دیگری هم دارم.“

 xiyouji5

 

چهار میمون پیر و بقیه میمونها کنار پل چشم به راه پادشاه شان بودند. ناگهان او را دیدند که درخشان و زرین، بی آنکه قطره آبی بر تنش نشسته باشد از میان امواج بیرون جست و از پل بالا دوید. همگی زانو زدند و بانگ برآوردند: پادشاه بزرگ، چه شکوه و جلالی! میمون رو به باد بهاری بر تخت جلوس کرد و عصای آهنی را جلو خود گذاشت. میمونها همه به طرف این گنج هجوم آوردند و سعی کردند از جا بلندش کنند.

 

اما اگر سنجاقکی بتواند درخت تناوری را بجنباند، آنها هم توانستند عصا را ذره ای از جا تکان بدهند.

میمونها یکصدا فریاد زدند: ”پدر، شما تنها کسی هستید که میتوانید چیزی به این سنگینی را بلند کنید.“

 

میمون عصا را با یک دست بلند کرد و گفت: ”در عالم چیزی نیست که صاحبي نداشته باشد، این عصا معلوم نیست چند صد هزار سال ته دریا افتاده بود تا این که همین تازگی ها شروع به درخشیدن کرد. شاه اژدها خیال می کرد که این چیزی جز تکه آهنی سیاه نیست و به من گفت که برای هموار کردن راه شیری به کار رفته. هیچ کدام از آنها نمیتوانست از جا بلندش کند و از من خواستند که بروم و خودم آن را بردارم. اول که دیدمش درازایش شش متر بود. فکر کردم قدری دراز است، برای همین کم کم کوچک و کوچکترش کردم. حالا تماشا کنید و ببینید که چه طور باز هم تغییرش می دهم، بعد فریاد زد: «کوچکتر، کوچکتر، کوچکتر!» در دم عصا به اندازه سوزن شد، آن قدر کوچک که میشد آن را پشت گوش گذاشت.

 

میمون ها خواهش کردند: «از پشت گوشتان برش دارید و با آن تردستی دیگری بکنید. میمون سوزن را از پشت گوشش برداشت، آن را ایستاده کف دستش گذاشت و فریاد زد: «بزرگتر، بزرگتر، بزرگتر!» بلافاصله درازای آن شش متر شد، بعد آن را روی پل برد، ترفندی کیهانی به کار آورد، خم شد و فریاد زد: «بلند!» در دم بلندای قامتش سی هزار متر شد، سرش هم تراز بلندترین کوهها و کمرش هم سطح خط الرس تپه ها شد، چشمهایش چون آذرخش درخشید، دهانش مثل پیاله ای پرخون و دندانهایش همچون تیغه شمشیر شد. یک سر عصای آهنی که در دستش بود به آسمان سی و سوم و سر دیگرش به هجدهمين هاوية جهنم رسید. ببرها، پلنگها، گرگها، همه ارواح خبیث تپه و عفریتهای هفتاد و دو مغار ترسان و لرزان به او کرنش کردند. آن وقت میمون ترفند کیهانی ای را که به کار آورده بود باطل کرد، عصا دوباره سوزن شد، سوزن را پشت گوشش گذاشت و به درون غار رفت.

 

متن کتاب، پایان. 

needle at sea bottom

این، داستانِ فراز آمدن سوزن از بستر دریاست، سلاحی آسمانی به بلندای آسمان و به کوچکی سوزن در پشت گوش، برآمده از ژرفای دریا و شناور بر روی ابرها. بار دیگر که در حال پرداختن به تای چی چوان به این حرکت رسیدید، حس و قدرت این سلاح و صاحب آن را در ذهن خود مرور کنید و این حرکت را با زیبایی و دقت تمام انجام دهید و از حسن آن لذت ببرید، به سان نامیرایی که به اعماق دریا می رود و با قدرت درونش سلاحی آسمانی را به کوچکی سوزن می نماید و سر از آب برون می آورد.

 needle-at-sea-bottom

 

دانستن نام حرکات تای چی چوان و عمیق شدن در معانی آن ها ضروری است. در بین تای چی کاران برخی هنوز به جز چند حرکت، نام حرکات را نمی دانند و یا بخاطر ندارند، بار ها با چنین همراهانی برخورد کرده ام. در زندگی روزمره اگر شما با شخصی آشنا باشید ولی نام او را ندانید یا فراموش کرده باشید به هیچ روی نمی توانید ارتباط نزدیکی با او برقرار کنید: « دانستن نام قدم نخست است.» در مورد حرکات تای چی چوان هم دقیقا به همین صورت است، برای درک بهتر و عمیق تر آن ها دانستن نام شان گام اول است.

 

این گفتار با پرداختن داستان مرتبط با حرکت «سوزن در بستر دریا» از یک سو ارتباط تنگاتنگ تای چی چوان با فرهنگ و فلسفه چین به ویژه  داستان ها و اسطوره ها را به رخ می کشد و از سوی دیگر دری می گشاید برای واکاوی و ژرف نگری در نام های به کار رفته در بخش های گوناگون تای چی تا توجه بیشتری به آن ها نماییم و با شوقی مضاعف به کنکاش در سایر نامها و داستان های پشت هر یک بپردازیم، باشد که مفید واقع گردد.

 

مقداد عبدی

بهمن ماه سال ۱۴۰۰

تهران

 

 

 

 

شرحی بر معنای واژه تای چی

«شرحی بر معنای واژه تای چی»

  «Elucidating  the meaning of the word Taiji» 

نویسنده: مقداد عبدی

 در طول سالهایی که به تمرین تای چی پرداخته ام به هنرجویان، مربیان و تای چی کاران زیادی برخوردم که درک دقیق و کاملی از معنای واژه تای چی نداشتند. این مسئله از زمانی که شروع به آموختن تای چی کردم تا به امروز تغییر اندکی کرده است و به عنوان نمونه هنوز با این پرسش مواجه می شوم که آیا واژه «چی» در تای چی به همان معنای «چی» ایست که در بدن ما در گردش است؟ و یا اینکه بسیاری معنای واژه تای چی را «نهایت برتر» می دانند. چندین سال پیش از این (سال 1391) مقاله کوتاهی نوشتم با عنوان «بیان صحیح کلمه تای چی (On the Correct Pronounciation of the Word Tai Chi) » که در همین وبسایت منتشر گردید. خواندن این مقاله را به همه علاقمندان به تای چی توصیه می کنم چرا که متوجه تلفظ صحیح واژه تای چی ( tài jí) و چرایی همه گیر شدن تلفظ اشتباه آن از منظر تاریخی و زبان شناسی خواهند شد. با مطالعه این مقاله پرسش مربوط به معنای «چی» در تای چی پاسخ داده شده و خواننده متوجه می شود که بیان درست این واژه «تای جی» ست. در ادامه این مقاله نیز به طور خاص از واژه «تای جی» به جای بیان رایج تای چی استفاده می کنم تا منظور بهتر منتقل شود.

با مراجعه به مقاله بالا دیگر نیازی به شرح دوباره بیان صحیح واژه تای جی نیست بنابراین در ادامه تنها به شرح معنای واژه تای جی می پردازم. همانطور که اشاره شد برگردان «نهایت برتر» بسیار رایج است اما در این ترکیب به نهایت چه چیزی اشاره می کنیم و برتری چیست و نسبت به چه چیزی؟ ترکیبی گنگ از نظر مفهموم است، مهمتر اینکه واژه تای جی در زبان چینی از دو واژه ( tài 太) و جی ( jí 极) شکل گرفته است و هیچکدام معنای «برتری» ندارند. در نتیجه برگردان صحیحی نیست.

 برای روشن شدن معنای درست واژه تای جی از دو منظر آن را بررسی می کنیم: تخست از منظر متون کلاسیک تای جی و سپس از دیدگاه استاد بزرگ یانگ جون نسل پنجم از اساتید خاندان یانگ و از اساتید و تئوریسین های به نام تای جی در کشور چین و نیز در سطح بین المللی. چرا که فهم متون کلاسیک تنها با خواندن آنها و بدون بهره بردن از شرح اساتید بزرگ تای جی موجب درک ناکامل از معنای این متون خواهد شد.

 واژه تای جی از دیدگاه متون کلاسیک

در متن منسوب به وانگ زونگ یوئه (Wang Zong Yue) از مجموعه متون کلاسیک تای جی، این واژه اینگونه تعریف شده است:

太极经典,太极拳论,王宗岳

太极者,无极而生,动静之机,阴阳之母也。 动之则分,静之则合。无过不及,随曲就伸

tài jí zhě , wú jí ér shēng , dòng jìng zhī jī , yīn yáng zhī mǔ yě , dòng zhī zé fēn , jìng zhī zé hé 。 wú guò bù jí , suí qū jiù shēn

«تای جی از ووجی زاده شده، مادر این-یانگ است، چهارچوبی است برای حرکت و سکون، در حرکت متکثر شده و در سکون یک (یگانه) می شود. بی ازدیاد و بی کاستی است.»

 این تعریفی بسیار روشن و دقیق از تای جی ست که همانند متن خود بی نیاز از اضافه کردن یا کاستن واژه ایست. اگر این تعریف را با برگردان های رایج واژه تای جی مانند نهایت برتر مقایسه کنیم به نادرستی شان پی می بریم. حال یک قدم فراتر می رویم برای درک بهتر این تعریف و آن بهره بردن از شرح اساتید بزرگ تای جی بر این واژه است. همانطور که پیش از این نیز اشاره شد در اینجا شرح استاد بزرگ یانگ جون، که نخستین بار در کارگاه «درآمدی بر تئوری تای جی» که اسفندماه سال 1398 در تهران برگزار شد با حضار به اشتراک گذاشتم، را به اختصار در اینجا بازگو می کنم. 

Master Yang photo

 واژه تای جی از دیدگاه استاد بزرگ یانگ جون

واژه تی  ( tài 太) به معنای بزرگ ترین، بلندترین (highest, greatest) می باشد و واژه جی ( jí 极) نیز معنای مشابهی دارد. ترکیب این دو واژه با هم را می توان به صورت دو محور تصویر کرد که از هر طرف و از هر جهت بی پایان در حال گسترش هستند و تمام این محیط را در بر می گیرند. مانند دایره این-یانگ ای که همه چیز را در بر می گیرد.

ذهن ما و بدن ما و یا در یک کلام هر کدام از ما در هر زمان درکی و شناختی و سطحی از شرایط جسمی و ذهنی داریم که مشخص کننده وسعت دید و ادراک ما و نقطه تعادلی بر توانایی های ذهنی، ادراکی، شناختی و جسمی ماست. با مطالعه، تمرین و پرورش ذهن و جسم و تن و و روان خود حیطه درک و توانایی های ما گسترش می یابد و به سمت نقطه تعادل جدیدی حرکت می کند تا آن را بیابد؛ این حرکت در شکل زیر از نقطه تعادل 1 به سمت نقطه تعادل 2 و 3 و 4 و ... نشان داده شده است.

                                 نقطه تعادل 2                                                       نقطه تعادل 1 

                                               نقطه تعادل 4                                                     نقطه تعادل 3

این روند رشد و تعالی در زندگی فردی و اجتماعی ما، بسته به همت و تلاشمان، ادامه یافته و وسعت دید و درک ما گسترده تر و فراخ تر می گردد و نقاط تعادل جدیدتر و متفاوت تری را تجربه خواهیم کرد. این روند می تواند بی پایان ادامه یابد. هر کدام از این منزل گاه ها و حرکت ما درون آن به سمت تعادل این-یانگ، تای جی است. به این معنا که تای جی در هر مرحله از رشد ما در برگیرنده گستره تن-روان ماست و به عبارت دیگر حد و نهایت از ماست، حدی بر تای جی نیست. به عنوان نمونه در تای جی چوان، یک تای جی کار در هر مقطع از پرورش جسمی و ذهنی خود یک تای جی ست، یا به عبارت دیگر نقطه تعادلی را تجربه می کند متناسب با حد خود که مشخص کننده تای جی اوست. با تلاش و کوشش و پرورش تن و روان از محدوده پیشین خود فراتر رفته، گستره جدیدی را تجربه کرده و به سمت تعادلی نو از این-یانگ در حرکت خواهد بود. این حد جدید تای جی او را مشخص می کند. این روند رشد و تعالی می تواند گسترش یابد تا جایی که تن و روان فرد مرزهای خود را می شکافد و قلمروهای نو را می آزماید و پیش می رود. این است معنای دقیق و صحیح تای جی. 

نتیجه

این شرح مختصری است از معنای تای جی که ایده اصلی و هسته مرکزی این معنی را از استاد بزرگ یانگ جون و سر کلاس های درس تئوری ایشان فرا گرفته ام، و در اینجا آنرا مختصری گستردم و با کلام خودم به زبان پارسی در اختیار تای چی کاران و علاقمندان عزیز می گذارم. همانطور که گفتم پیش از این نیز در کارگاه «درآمدی بر تئوری تای جی» که اسفندماه سال 1398 در تهران برگزار شد نیز با حضار به اشتراک گذاشته بودم. همانطور که حتما استنباط کردید این معنای گسترده تر و ژرف تری از تای جی است که هم در پرداختن به تای جی چوان به عنوان هنر رزمی و هنر پرورش تن وروان و همچنین در زندگی روزمره می توان از آن بهره برد. امیدوارم که تای جی کاران عزیز معنا و مفهوم صحیح تای جی را مبنای تفکر و عمل خود در پرداختن به تای جی چوان قرار دهند و بیش از پیش در مباحث نظری و تئوری دقیق شوند و مطالعه نمایند. 

در پایان پیشنهاد می کنم همانطور که امروز مترجمان طراز اول در سطح بین المللی در برگردان واژه ه هایی نظیر Qi، Shen، و مانند اینها به ذکر معادل پین یین (pinyin) آنها بسنده کرده و از برگرداندن آنها به زبان خود دوری می کنند، بهتر است واژه تای جی نیز ترجمه نشده و به همین شکل مرسوم به کار رود و برای  فهمیدن و فهماندن معنای آن از تعاریف موجود استفاده شود. بدین سان از بروز اشتباهات و سوءتفاهم ها جلوگیری خواهد شد.

 

با آرزوی امید و موفقیت،

مقداد عبدی

مرداد ماه 1399